پارت ۲۲ فیک کوک

مرسی که میخونی .شرایط پارت بعدی رو آخر فیک گذاشتم


ویو کوک
که
■اتتتتتتت
ی پسر اسم ات رو صدا زد برگشتم سمت صدا و دیدم همون پسرست که اون روز جلوی در کنار ات دیدمش.
اومد نزدیک و
■تو کی هستی؟[رو ب کوک]
_اینو من باید بپرسم!شما؟
+خیلی خب خودم معرفی میکنم.کوک این جانگ شین یو دانش آموز انتقالی کلاس ما و دوستم ،شین یو ایشونم جونگ کوکه..........
_دوست پسرشم!
■چی ؟ ات تو دوست پسر داشتی؟
+اممم.... خب....آره
■پس چرا نگفتی ؟!
+چون نپرسیدی!
_اتی بیا بریم خونه
+ولی هنوز که زنگ دوم هم نخورده
_میدونم برات مرخصی گرفتم همون قضیه ی شرکت ، باید الان بیای
+باشه،بریم
[فلش بک تو خونه]
اومدم برم تو اتاقم که
_همه ی وسایلت تو اتاق منه از این به بعد اونجا میمونی
+هممم
سریع رفتم بالا و حموم کردم و موهامو دم اسبی بستم و به گفته ی کوک ی لباس خیلی باحال که به تیپ خودش بخوره پوشیدم و اومدم پایین و به سمت شرکت کوک حرکت کردیم.
وقتی رسیدیم دیدم چقدر شرکتش بزرگه پشمام ریخته بود .باهم وارد شرکتش شدیم که سو جون اومد سمت کوک و
_ات تو برو ی دور بزن من الان میام.
+باشه
رفتم داشتم میچرخیدم که خوردم به ی دختره و چندتا پرونده تو دستش بود که ریخت
+ببخشید
[علامتش ¤]
¤مگه کوری؟
+هی من که گفتم ببخشید درضمن مقصر خودت بودی
¤چه زبون درازی . اصن تو کی هستی ، اینجا چیکار میکنی،کارمند جدیدی ؟! الان میگم کوک اخراجت کنه
+هع ببینیم کی اخراج میشه
و رفتم که
_اتتت
برگشتم دیدم کوک داره صدام میزنه سریع رفتم پیشش
_اتی دیگه با این شین یو صحبت نکن
+چی ؟چرا؟
_بعدا بهت توضیح میدم حالا بیا بریم اتاق کارمو نشونت بدم
+هوم بریم
نمیدونستم به کوک قضیه ی اون دختره رو بگم یا نه از اونجایی که کوک رو به اسم صدا میزد ظاهرا رابطه ی نزدیکی داشتن و این یکم حرصیم میکرد.وارد اتاق کوک شدم تمش مثل اتاق خوابش بود .
_بشین
+باشه
_چیزی میخوری؟
+ی هات چاکلت
_باشه
تلفن رو برداشت و
_ی هات چاکلت و ی قهوه از همون همیشگی
و قطع کرد
+کوک میگم اینجا چند تا کارمند زن هست
_نمیدونم ولی خیلی
بلند شدم رفتم سمتشو رو پاش نشستم ، کوک رو بین دستام حصار کردم و
+میدونی که تو مال منی دیگه نه؟
_هوم میدونم
+خب تو که میدونی مال منی از هرچی کارمند زن داری فاصله میگیری فهمیدی؟
کوک دستشو گذاشت دور کمرم و
_و توعم از هرچی پسر تو مدرسه تون هست فاصله میگیری
+من که تو مدرسه با هیچکی جز شین یو دوست نیستم!حتی ی دوستی که دختر باشه هم ندارم
_منظور من همه ی پسرا به خصوص شین یو بود
+اوکی
میخواستم از روش بلند شم که محکم چسبوندم به خودش و
_کجا؟
+خونه پسر شجاع ،میخوام رو مبل بشینم!
_یکم صبر کن
+چرا؟
که یهو در باز شد میخواستم برگردم ببینم کیه که کوک صورتمو چرخوند سمت خودشو لباشو گذاشت روی لبام ،منم باهاش همکاری کردم که یهو
[بنگگگگگگگگگگگ[صدای کوبیده شدن]]
از کوک جدا شدم و دیدم همون دختره س که خوردم بهش ، سینی رو کوبیده رو میز و با ی لبخند عن داره نگاهمون میکنه
_چیه؟
[علامتش¤]
¤هیچی فقط قهوه و ....آوردم
و نگاشو داد سمت من
¤تو...تو..تو همونی که.....داری چیکار میکنی؟
از روی پای کوک بلند شدم و
+لزومی نداره به تو توضیح بدم!
¤دختره ی .......[می‌خواست فحش بده]
_هوی حواستو جمع کن ببین داری با کی حرف میزنی
¤کوک این دختره ی....
+صبر کن تو حق نداری کوک صداش کنی[نگاه عصبی و ترسناک]
_درسته و حق نداری با زنم اینجوری حرف بزنی!
¤چی؟ زنت؟تو ازدواج کردی؟
+نمی‌فهمم کجای حرفش برات نامفهوم بود!
¤بغض......ببخشید که باهاتون اینجوری صحبت کردم....هق......تا قبل از تموم شدن ساعت کاری استعفا نامم رو براتون میارم
و رفت.
+فکر کنم بخاطر دور کردن اون از خودت گفتی بیام درسته؟
_هوممم
و نشست و من نشوند رو پاش
_خب ادامه بدیم؟!
+هیییی لوس نش....
لباش نشست رو لبام که خودم ی مک زدم از جدا شدم.
_یاااا بیا دیع
+نمیخوام
_اگه نیای شب بدی در انتظارته
+اوکی بابا تو خوبی
_خیلی خب من مشتاقانه منتظر امشبم
[فلش بک تو خونه]
ویو کوک


شرایط پارت بعد
۲۰لایک و ۲۰کامنت
بنظرتون پارت بعد اسمات باشه؟
حمایت کنید خوشخال شم 🥲🖤
دیدگاه ها (۴۰)

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

پارت ۴۲

اجبار به بدبختی پارت ۴۹

P9 . PRISAN MAFIA.

به زیباییه مشکی

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط