وقتی عضو هشتمی 🤍

وقتی عضو هشتمی 🤍
ادامه پارت قبلی
_بیا تا مامان نیست بهت ادامه اش رو بگم
چند دقیقه ای از رفتن اون ۲ تا میگذشت ولی از اونجایی که نامجون رو میشناسم و میدونم کار خودش رو میکنه به سمت حیاط رفتم نا بهشون سر بزنم و بله دیدم بازم نامی داره بهش درباره جاذبه چیز هایی یاد میده
+نامجون(داد)
_اوخ اوخ فکر کنم لو رفتیم.....جیهون فرار کن
ادمین ویو
ات با شلنگ آب بدو دنبال نامجون و جیهون اون ۲ تا هم فرار
بهتره تنهاشون بزاریم چون احتمال داره ات با همون شلنگ دنبال ما هم بیوفته
+چی گفتی؟
ادمین:من غلط بکنم حرف بزنم .....داشتم از اخلاق خوبی که شما داری به بچه ها میگفتم
+وایسا اینجا ببینم(داد)
ادمین:بچه ها بدویین(داد)
.
.
.
خب خب این چند پارتی هم تموم شد
امیدوارم دوسش داشته باشید
من تمام تلاشم رو کردن تا اونجوری که دوست دارید باشه اگه جایی خوب نشد ببخشید
راستش میتونید توی پستی که سنجاق میکنم تمام درخواستی هاتون رو بگین منم قول میدم همشون رو بنویسم و بزارم
دیدگاه ها (۱)

دوپارتی درخواستی

فیک کوچولوی من پارت سوم بچها قبل از این که شروع کنم علامت می...

#عشق_بعد_نفرتپارت 12ات: ممنونمپی دی نیم: یک ساعت دیگه بیا با...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇24ویو هویج:حیاط مدرسه شلوغ بود.زنگ تف...

قربون خنده هات🥺🤏ادامه...(پارت اخر)ن:ات اون مال خیلی وقتهات:م...

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

پارت 39 رمان عشق مدرسه ای همینجوری هیونجین داشت خنده میکرد ک...

فیک تهیونگ

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط