از پیش چشمم رد شدی بانو،

از پیش چشمم رد شدی بانو،
دلم رفت
زیـباتــــــــرین قـطعـه میـان
پـازلم رفت

پرسید یکی از من بگو که
مشکلت چـیست
گـفتـم: نفهمیــــدم ببخشی!
مشکـلم؟...رفت
دیدگاه ها (۱)

رمان اسیر خان پارت سیزدهم ۱۳

برده عمارت جئون

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۶ دوباره از خواب بیدار شدم ج...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "37""ویو جئون آنجلینا"هنوز...

پارت سوم — یک روز معمولیسوآ از وقتی یورا را با خودش برده بود...

رمان: رفتار سرد

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.16ا.ت:باید بهش فکر کنم کوک.....تو ...

رمان

عشق من P5۵چرا انقدر عصبی بود آروم بلند شدمو رفتم پایین که دی...

عشقی حقیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط