پارت⁸

پارت⁸

یونا

ولی ا.ت خیلی فرق کرده مشکوک میزنه خب هرچی اینا یه فکره توخالیه بیخیال خوابم میاد خیلی خستم (نمیدونم چرا از این یونا متنفرم:/ )

فردا

ا.ت

خب اینم از این خوب حاظر شودم رفتم سوار ماشینم شدم به طرف بیگ هیت راه افتادم که گوشیم زنگ خورد یه شماره ناشناس بود ور داشتم

مکالمه

+بله بفرماید
جیهوپ:سلام ا.ت منم جیهوپ
+اها جیهوپ تویی سلام چیشده
جیهوپ:هیچی گفتم زنگ بزنم ببینم راه افتادی یا نه
+اره اره چند مین بعد میرسم
جیهوپ:باشه پس خدافظ
+خدافط

رسیدم از ماشین اومدم پایین همه منتظر بودن رفتم سلام کردم

+بریم
جیمین:نه فعلاً
+چرا خو
کوک:یونا هنوز نیومده
+هیش همیشه اینطوریه
ته:باشه حالا چرا عصبانی میشی
+اومد
یونا:سلام
همه:خوش اومدی
+بریم
نامی:بریم
+ یونا: یوهوووووووو


.


.
ا.ت

خیلی بیرون قشنگ بود ولی احساس میکردم دارم کم کم عاشق جیمین میشدم نه بابا ا.ت داری چی میگی عشق کیلو چند حاجی ولی نمیدونم اصلاً بیخیال رسیدم جین و شوگا چادر زدن منم رفتم یکم قدم بزنم منظرش خیلی قشنگ بود
_________________________________________
ببخشید خیلی دیر شد شرمنده پارت بعد لباس ا.ت و یونا رو میزارم
دیدگاه ها (۰)

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

پارت ۴ (سرنوشت)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

سناریو میتسویا پارت ۲

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط