{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا کی بنالم جانا تا کی بسوزم

تا کی بنالم جانا تا کی بسوزم
ای که فرموده بودی من روزی می آیم
زمستان اینچنین رفت و بهار هم آمد اما تو نیامدی
در عوض زهر تلخ انتظار را به من چشانیدی
تو که نمی دانی درد انتظار را
نمی دانی که چقدر تلخ است زخم و رنج دردش
جانا چرا نیامدی، عزیزم چرا نیامدی نپرسیدی احوالم را، دردم را، رنجم را
شبی نیست تو را یک بار در خواب نبینم
گمان می کنم در آغوشم هستی ، کنار من نشستی
اما وقتی چشمانم را باز می کنم قد رعنای تو را نمی بینم
دوباره می سوزاند من را درد و رنج زخمم
جانان من زود بیا نازنینم زود بیا تا برای یک بار هم که شده ببینمت ، جانم را بگیر و برای خود ببر
دیدگاه ها (۲)

تـەنـهـا دووکــات بــیرت ئــەکــەم ..! یه‌که‌میان ئه‌وکاته‌ی...

سوێندم خواردوه‌ نیازم پاک بێ خۆشه‌ویستی تۆ له‌ دڵم تاک بێ دڵ...

ماشینی من

امام #زمانمدلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجره ام تو ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

dark life = 31

❗️بشارت عجیب درباره تحولات آینده منطقه❗️انتشار برای اولین با...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش سوم_توی راه‌پله دستی روی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط