ریکشن اعضا وقتی ...
ریکشن اعضا وقتی که بهشون میگی حامله ای
نامجون : جدا بیبی ؟ شوخی که نمیکنی ؟ • از خوشحالی وسایل خونه رو شکوند •
جین : هه میدونستم
ا/ت : اون وقت از کجا ؟
جین : چند روز بود حالت تهوع داشتی
یونگی : آخ جون یه پیشی کوچولو ی دیگه
جیهوپ :• ایشون از خوشحالی کل کره رو رقصیده •
جیمین : بلاخره تلاش هام نتیجه داد
ته ته : هورااااا یونتان داره آبجی/داداش دار میشه منم دارم بابا میشممممم
کوک : جر شوخی خوبی بود
ا/ت : من جدی ام
کوک : من خودم بچه ام چطوری یه بچه ی دیگه رو باید نگه دارم
ا/ت : موقعی که داشتی میشاختی باید فکر این رو میکردی
کوک : الان باید بهش شیر موز بدم ؟
ا/ت : وای خدا از دست بچه نمیرم از دست باباش میمیرم
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
چطور بود ؟
اگه درخواست سناریو دارید پیوی بگید
نامجون : جدا بیبی ؟ شوخی که نمیکنی ؟ • از خوشحالی وسایل خونه رو شکوند •
جین : هه میدونستم
ا/ت : اون وقت از کجا ؟
جین : چند روز بود حالت تهوع داشتی
یونگی : آخ جون یه پیشی کوچولو ی دیگه
جیهوپ :• ایشون از خوشحالی کل کره رو رقصیده •
جیمین : بلاخره تلاش هام نتیجه داد
ته ته : هورااااا یونتان داره آبجی/داداش دار میشه منم دارم بابا میشممممم
کوک : جر شوخی خوبی بود
ا/ت : من جدی ام
کوک : من خودم بچه ام چطوری یه بچه ی دیگه رو باید نگه دارم
ا/ت : موقعی که داشتی میشاختی باید فکر این رو میکردی
کوک : الان باید بهش شیر موز بدم ؟
ا/ت : وای خدا از دست بچه نمیرم از دست باباش میمیرم
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
چطور بود ؟
اگه درخواست سناریو دارید پیوی بگید
- ۳۴.۵k
- ۲۱ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط