‌

میخندی تا دنیا رنگی #تازه شود
با #لبخندت شادی بی‌ اندازه شود
میخندی تا خوش بنشینی در باور من
#میخندد همراه تو اشک #آخر من
بنشین لحظه‌ ای رو در روی من چایم را با عطرت هم‌ بزن
بنشین تا شود نقش فال ما نقش هم‌ فردا شدن
میخوابم تا رویای #لبخند تو را
رویای شیرین چای و قند تو را
میخوابم تو مثل هر #شب در خواب منی
میخوابانم این چشمان پابند تو را
#بنشین لحظه‌ای رو در روی من چایم را با عطرت هم بزن
بنشین تا شود نقش #فال ما نقش هم‌ فردا شدن...
:)
دیدگاه ها (۷)

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

پایان: خانواده‌ای که خودت انتخاب کردیشب، همگی توی سالن جمع ش...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۵✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁹ویو: اتبا صدای گوشیه جونگ‌کوک از...

۸۰ لایک و ۳۰ نشر و ۱۰۰ کام و ۶ فالوpart : 47chapter : 2پشت م...

جنگل نفرین شده پارت ۲۱

هوسوک یکم سکوت کرد. نگاهش از روی دستت سرخورد روی چشمهات. لحن...

پارت ۵۰دو هفته از خاکسپاری گذشته بود. تهیونگ و رزا بی‌سروصدا...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۰ — نقشه‌ی دوتاییجونگکوک با شک به رها و...

پارت هشتم: «مسابقه با زمان در کدها»نور قرمز مچ‌بند آندیا روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط