p11

تهیونگ پیاده شد و رفت توی مغازه
تهیونگ=سلام اقا...
فروشنده=سلام... چطور میتونم کمکتون کنم؟
تهیونگ=میشه وسایل این لیست رو بدید لطفا
فروشنده=چشم..... بفرمایید اینم وسایلتون
تهیونگ=ممنونم.... چقدر میشه؟
فروشنده=قابل نداره.... 478 وون
تهیونگ=بفرمایید
فروشنده =ممنون.... خوش اومدید
تهیونگ از مغازه رفت بیرون و با اعضا رفتن سمت خونه
جین=اجوماااا... در رو باز کن
اجوما=سلام
جیهوپ=لونا کجاست؟
اجوما=تو اتاقش
جیمین=داره چیکار میکنه؟
اجوما=امروز اولین کوییز کلاسی داشت.... مثل اینکه خراب کرد و الان 4 ساعت داره گریه میکنه...
جونگکوک=الان کجاست؟
اجوما=اتاق خودش
شوگا=معلم چی گفت؟
اجوما=معلم گفت اشکالی نداره... پروندش رو دید گفت دختر باهوش و عالی تا به حال هیچ غلطی تو امتحان نداشته.. این که یکبار خراب کنه اشکالی نداره
تهیونگ=پس چرا داره گریه میکنه؟.. ما الان میریم پیشش.... اینارو بگیر بذار تو کیفش
اجوما=اینا چیه؟
جونگکوک=وسایل بهداشتی که گفتی(اسلاید یک)
اجوما=اها باشه.. شماهم برین پیشش اما دعواش نکنین
اعضا اروم و اهسته رفتن طبقه ی بالا و در زدن
جین=لونا... در رو باز کن(خونسرد)

لونا=میشه هق.... برید هق(گریه)
جیمین=میشه در رو باز کنی... کاری نداریم فقط میخوایم حرف بزنیم(مهربون)
لونا=دعوام هق نمیکنین هق؟
جیهوپ=نه...حالا در رو باز کن(مهربون)
لونا رفت در رو باز کرد و صورتش همه اشکی و قرمز بود
تهیونگ=خوبی؟.... چرا انقدر گریه کردی(نگران)
لونا=شما که من رو نمیخواین هق چرا نگرانمین هق
اعضا یک ریز نگاهی به هم کردن انگار خودشون هم اذیت شدن از این حرف
شوگا=درسته... ما رفتارمون این 7 سال باهات اصلا خوب نبود
لونا=میشه برید هق؟
جونگکوک=باشه میدونم حق داری... اول بگو برای چی ناراحتی بعد ما میریم..
لونا یکم ساکت بود انگار سعی داشت گریش رو کنترل کنه ولی یک دفعه گریه ی شدیدش شروع شد
لونا=.... امتحانم رو گند زدم(گریه خیلی خیلی خیلی شدید)
اعضا که این رو دیدن خیلی دلشون شکست و اروم بغلش کردن
شوگا=هیسسس چیزی نیست
نامجون=اشکالی نداره.... دفعه ی بعدی جبران کن خب...
لونا=یعنی هق هق عصبانی هق نشدی هق؟
نامجون=خب نه... تو تلاشت رو کردی درسته؟
لونا=اره هق
جونگکوک=پس گریه ای درکار نیست...
لونا=چشم هق
یکم گذشت و اعضا لونا رو اروم کردن و شروع کردن صحبت کردن

جیمین=لونا... باید یک چیزی بهت بگیم
لونا=اوهوم
جیهوپ=میدونیم اصلا در حقت خوبی نکردیم... میخوایم راستش جبران کنیم...
جونگکوک=اگه مارو نبخشی هم درک میکنیم(لونا گوه میخوره با وجود شما نبخشه😒)
تهیونگ=میخوایم از این به بعد باهات مهربون تر باشیم
لونا=من همیشه شمارو بخشیده بودم....
جین=یعنی.... بخشیدی؟
لونا اروم سر تکون داد و اعضا لبخندی متقابل زدن
اجوما=پسراااااا.... برین وسایل توی حیاط رو جابه جا کنید
جیهوپ=الان میایممم
نامجون=ما میریم و توهم استراحت کن
لونا=اوهوم
اعضا رفتن پایین و و لونا هم رفت پیش اجوما
لونا=میگم اجوما...
اجوما=بگو
لونا=اعضا چرا انقدر یکهو مهربون شدن...
اجوما=روت کراش دارن
لونا=اجوماااا(خنده)
اجوما=راستش خودشون به اشتباهشون پی بردن...
لونا=اها....
اجوما=برو بخواب فردا صبح باید بری مدرسه..
لونا رفت خوابید و اعضا اومدن داخل
نامجون=لونا کجاست؟
اجوما=خسته بود رفت خوابید
جین=اها
اجوما=خیلی خوشحالم که رابطتون رو خوب کردید...از فردا نونا صداش کنید... چندروز بگذره شما رو اوپا صدا میکنه... اون خیلی دوست داشت این کلمه رو بگه..
جونگکوک=چشم اجوما...
فردا صبح
تهیونگ =من میرم لونا رو بیدار کنم...
اجوما=برو... نونا یادت نره بگی
تهیونگ=چشم
تهیونگ رفت بالا و رفت تو اتاقش
تهیونگ=نونا... نونا... نونا بلند شو
لونا=ها... بیدارم... چی گفتین؟ گفتین نونا؟
تهیونگ=اوهوم... توهم بگو اوپا به ما..
لونا=چشم.... اوپا؟
تهیونگ لوپش رو اروم میکشه و میگه که بیاد پایین صبحونه که باید بره مدرسه




♡ ♡ این‌‌ בاستان هنوز تمام نشـבه.. ♡ ‌ ‌◉━━━━━━─────── ↻ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ⇆
دیدگاه ها (۱۰)

p4

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

╭┈────── ೄྀ࿐ ˊˎ- ──────┈╮♡ 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑳𝒐𝒗𝒆 ♡پارت چهارم╰┈─────...

p7☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لونادلم شکست پارک جیمینی که سال ها...

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

پارت بیستم《Custom kiss》 ویو تهیونگ:+توی ...

ادامهدامیان از ترسش سریع درو باز کرد بدو بدو رفت سمت اتاق در...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توپارت ۳۱ دو روز از ا...

عشقی حقیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط