اون ساعتی که اینا زیر گوش تون

اون ساعتی که اینا زیر گوش تون
می خوردن و می گفتند
فلانی به رسم مهمان نوازی شون
زن هاشون رو نیمه عریان
جلو مهمان به نمایش می گذراند
اون وقت ها مردم ازش می پرسیدن
چرا این حرفو زدی و آن هاهم
برادر و خواهر ما هستن که
گفته بوده🤷
نه من منظورم اونا بود نه شما
حالا همون آدم دقیقاً بعد به فحش
کشیدن ما پیش شما و اون زمان
شما خیلی راحت از حرف زشتش گذشتید💁
حالا دقیقاً همون آدم رفته
غرب شبکه به زد ما که خوبه
به زد خودتون هم حالا می بینید
که شده🙇
واقعاً از طرف من آفرین تون
خودی اینجوری پاس کاری
ولی دشمن در پاس قلب
🚶💔
دیدگاه ها (۰)

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 45آرا هنوز داشت...

شاهکاری به نام دروغ

اینا می شینن نقد های امثال مارو می خونن , بعد می رن فقط 5 در...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

اون.... اون مرد بود؟ مردی با موهای سفید و تی‌شرت و شلوار سیا...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

| Part*42*جیمین: «لارا، معرفی نمی‌کنی؟»لارا: «چرا که نه.»نزد...

پارت: 6 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ناگهان، پله‌ی فلزی زیر پای ...

زیبای کوچک فریبکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط