{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من خدااااااای غرورم ؛؛رقیب ببینم نمی جنگم ....پا روی عشق

من خدااااااای غرورم ؛؛رقیب ببینم نمی جنگم ....پا روی عشق و احساسم میگذارم و میدان را خالی میکنم ....آهویی که به ,,کفتار,,چشمک بزند....لیاقت ندارد زیر سایه ی ,,شیر,, زندگی.کند ....حقش است ...خوراک همان ,,کفتار,, شود..................
دیدگاه ها (۳)

---### رمان: سایه‌های ممنوعه (پارت6)بعد از آن شبِ طوفانی که ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۱‌آنیا و دامیان هنوز...

پارت: 10 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ وحشتناک و سنگینی سال...

دختر بابایی می شود امروز بازار"روایت‌های عاشقانه"داغ است؛ عد...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_12 فصل ششم | او...

چند پارتیپارت۲صبح که شد، عمارتِ سرخ شبیه به یک میدانِ جنگِ م...

Nine

نام=)سایه مافیا### پارت چهارم: سکوتِ قبل از طوفانوقتی لیها و...

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط