بچه ها ا.ت یه شخصیت خیالی که مخفف کلمه ی اسم تو هست .
سناریو( بی تی اس ) وقتی کات میکنین
............................................................
*RM*
چند روز بعد با یه دسته گل میاد جلو خونت .
RM:ا.ت من یکی که اگه الان نیای پایین مقصد بعدیش رودخانه هانه (یعنی خودکشی میخواد کنه )
............................................................*JIN*
(نیم ساعت بعد از کات زنگ میزنه) میگه :ا.ت بیا این مسخره بازیا رو تموم کنیم(صدا بغض دار )
ا.ت :(بغض)
جین :همین الان برگرد خونه برات غذای مورد علاقتو درست کردم .
............................................................
*SUGA*
(یه هفته بعد دوست یونگی زنگ میزنه) میگه :ا.ت توروخدا زود بیا اینجا شوگا یه شیشه برداشت رفت حموم درم قفل کرد میترسم خودکشی کنه
ا.ت :دارم میام بهش بگو ترو خدا کاری نکنه (گریه )
...........................................................
*J_HOPE*
(یه ربع بعد بهت زنگ میزنه)
جیهوپ:یا همین الان برمیگردی پیشم یا شهرو عین روانیا بهم میریزم که ببرنم تیمارستان .
............................................................
*JIMIN*
(یک ماه بعد توی مهمونی همدیگه رو میبینید و اون میره پای میکروفون )
جیمین :تمام کسایی که توی این سالن هستن میخوام یه داستانی رو بگم من یکبار توی زندگیم عاشق یه دختر خیلی خوشگل و مهربون شدم ولی باهم سر یه چیز مسخره دعوامون شد و از هم جدا شدیم ... ولی من هنوز از ته قلبم عاشقشم و اون دختر توی این جمع هست و میخوام بهش بگم تو بهترین اتفاق زندگیم بودی :)
............................................................
*V*
(سه ساعت بعد با شماره ی ناشناس زنگ میزنه، چون شماره ی خودشو بلاک کردی )
ا.ت :شما
تهیونگ:کسی که اگه تا ۱۵ دقیقه دیگه خونه نباشی خودشو خلاص میکنه :)
ا.ت :دارم میام کاری نکن که پشیمون شی
............................................................
*JUNG KOOK*
(چند ساعت بعد بهت زنگ میزنه )
ا.ت :بله
جونگ کوک :سلام شیرموز درست کردم، مثل همیشه دوتا لیوان ریختم بعدشم خودم نمیتونم دوتاشو تموم کنم (مکث) میشه بیای باهم بخوریمش ، خیلی سعی کردم تحمل کنم اما نتونستم پس زود برگرد هر جا که هستی (بغض)
............................................................
*RM*
چند روز بعد با یه دسته گل میاد جلو خونت .
RM:ا.ت من یکی که اگه الان نیای پایین مقصد بعدیش رودخانه هانه (یعنی خودکشی میخواد کنه )
............................................................*JIN*
(نیم ساعت بعد از کات زنگ میزنه) میگه :ا.ت بیا این مسخره بازیا رو تموم کنیم(صدا بغض دار )
ا.ت :(بغض)
جین :همین الان برگرد خونه برات غذای مورد علاقتو درست کردم .
............................................................
*SUGA*
(یه هفته بعد دوست یونگی زنگ میزنه) میگه :ا.ت توروخدا زود بیا اینجا شوگا یه شیشه برداشت رفت حموم درم قفل کرد میترسم خودکشی کنه
ا.ت :دارم میام بهش بگو ترو خدا کاری نکنه (گریه )
...........................................................
*J_HOPE*
(یه ربع بعد بهت زنگ میزنه)
جیهوپ:یا همین الان برمیگردی پیشم یا شهرو عین روانیا بهم میریزم که ببرنم تیمارستان .
............................................................
*JIMIN*
(یک ماه بعد توی مهمونی همدیگه رو میبینید و اون میره پای میکروفون )
جیمین :تمام کسایی که توی این سالن هستن میخوام یه داستانی رو بگم من یکبار توی زندگیم عاشق یه دختر خیلی خوشگل و مهربون شدم ولی باهم سر یه چیز مسخره دعوامون شد و از هم جدا شدیم ... ولی من هنوز از ته قلبم عاشقشم و اون دختر توی این جمع هست و میخوام بهش بگم تو بهترین اتفاق زندگیم بودی :)
............................................................
*V*
(سه ساعت بعد با شماره ی ناشناس زنگ میزنه، چون شماره ی خودشو بلاک کردی )
ا.ت :شما
تهیونگ:کسی که اگه تا ۱۵ دقیقه دیگه خونه نباشی خودشو خلاص میکنه :)
ا.ت :دارم میام کاری نکن که پشیمون شی
............................................................
*JUNG KOOK*
(چند ساعت بعد بهت زنگ میزنه )
ا.ت :بله
جونگ کوک :سلام شیرموز درست کردم، مثل همیشه دوتا لیوان ریختم بعدشم خودم نمیتونم دوتاشو تموم کنم (مکث) میشه بیای باهم بخوریمش ، خیلی سعی کردم تحمل کنم اما نتونستم پس زود برگرد هر جا که هستی (بغض)
- ۲۶.۶k
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط