{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد ثروتمند از ماهیگیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند ت

مرد ثروتمند از ماهیگیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تاماهی رو بگیری؟

ماهیگیر : مدت خیلی کمی !

مرد ثروتمند : پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟

ماهیگیر : چون همین تعداد هم برای سیر کردن خانواده ام کافیه !

مرد ثروتمند : اما بقیه وقتت رو چیکار میکنی؟ ماهیگیر : تا دیروقت میخوابم! یک کم ماهیگیری میکنم!با بچه هام بازی میکنم! با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهکده میچرخم! با دوستام شروع میکنیم به گیتار زدن و خوشگذرونی! خلاصه مشغولم با این نوع زندگی !

مرد ثروتمند : من درس خوندم و میتونم کمکت کنم! تو باید بیشتر ماهیگیری بکنی! اونوقت میتونی با پولش یک قایق بزرگتر بخری! و با درآمد اون چند تا قایق دیگه هم ضافه میکنی! اونوقت یک عالمه قایق برای ماهیگیری داری ! ماهیگیر : خب! بعدش چی؟ آمریکایی: بجای اینکه ماهی هارو به واسطه بفروشی اونارو مستقیما به مشتریها میدی و برای خودت کار و بار درست میکنی… بعدش کارخونه راه میندازی و به تولیداتش نظارت میکنی… این دهکده کوچیک رو هم ترک میکنی و میری شهر ! بعدش شهرهای بزرگ تر ! کشورهای مختلف میری که دست به کارهای مهمتری میزنی …

ماهیگیر: اما آقا! اینکار چقدر طول میکشه؟

مرد ثروتمند: پانزده تا بیست سال !

ماهیگیری: اما بعدش چی آقا؟

مرد ثروتمند: بهترین قسمت همینه! موقع مناسب که گیر اومد، میری و سهام شرکتت رو به قیمت خیلی بالا میفروشی! اینکار میلیونها دلار برات عایدی داره !

ماهیگیر: میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چی؟

مرد ثروتمند: اونوقت بازنشسته میشی! میری به یک دهکده ساحلی کوچیک! جایی که میتونی تا دیروقت بخوابی! یک کم ماهیگیری کنی! با بچه هات بازی کنی ! با زنت خوش باشی! بری دهکده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنی و خوش بگذرونی!!!

ماهیگیر : نگاهی به مرد آمریکایی کرد و گفت :خب من الانم که دارم همینکارو میکنم!!!
دیدگاه ها (۴)

پس از 11 سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند ...

حکیمی جعبه‌ای بزرگ پر از مواد غذایی و سکه و طلا را به خانه ز...

سال‌ها پیش، پادشاهی برای هنرمندان جایزه‌ای معین کرد که به به...

همسرم با صدای بلندی گفت : تا کی میخوای سرتو توی اون روزنامه ...

⚓⃝Łøɍđ øf ŧħɇ sɇȺ᭄𓆝ܔ "فرمانروای دریا" 𝒄𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝟏𝟏。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄...

★彡   Part 34 彡★ با وجود اینکه حال خرابم رو میدید ادامه داد: ...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۵۰ویو راویتهیونگ که...

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ15کوک:سعی میکنم قبولش کنم حالا میشه بری ب...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

lost leaves/رمان جیمین

پارت ۲ ویو ا.ت اول اشکام رو پاک کردم و بعدش وارد خونه شدم و ...

پارت ۲۵ دکتر:خوشبختانه خوبه دختر قویه فقط باید روز به روز زخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط