دلم از داغ نامردے؛

دلم از داغ نامردے؛
نسیمے سرد میخواهد....
میان قحطے مرهم؛
دلے هم درد میخواهد....
مگر یادت نمے آید؛
در آغاز محبت ها....
شبے گفتم در گوشت؛
" رفاقت مرد میخواهد"
دیدگاه ها (۱)

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

جاده بی راهه

عاشقانه های شبنم

پارت ۱۳

برده عمارت جئون

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

رمان اسیر خان پارت هشتم 8

**پارت ۱۴**ده دقیقه بعد، با چشم‌هایی که از شدت خشم و غرورِ ج...

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط