سلام و درددل

دارم کتابای شیمی و زیست شناسی قبل کنکوری داداشمو میخونم
خودش الان پرستاره
و اینکهدر آینده میخوام داروساز بشم
رو میزم پر از دفترچه یادداشت و کتابه😂😂😂
دیروز رفته بودم کلاس زبان
امتحان داشتیم
امتحانو دادم
ده دقیقه زودتر
بعدش برگه رو تحویل دادمو رفتم به سمت مغازه بابام °بابام استاد دانشگاه رشته تاریخ بوده و عضو اموزش پرورش بوده و الان باز نشستس°
تو راه رسیدم به کتاب فروشی مورد علاقم
گفتم چون وقت دارم برم توش ببینم چه خبره
رفتم
یه دختر مهربونی بود
باهم گپ زدیم
بعدش بخش گفتم که کاشکی میتونستم بهتون کمک کنم
گفتش که کی ها میتونی بیای؟
گفتم عصرا
اونم گفتش که به احتمال زیاد رئیسمون اجازه بده بیای کمک
هیچی دیگه خدافظی کردم و رفتم

به مغازه بابام رسیدم
بهش گفتم
گفنتش که نمیخواد خودتو اذیت کنی و نه

....
عرررر😭😭😭
ولی اونجا کتاب جهان ازدست رفته رو خوندم
حدود ۱۵۸ صفحشو
بعدشم رفتیم خونه

میخوام برم کتاب فروشی عهههه😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
دیدگاه ها (۵)

From hate to lovePart:5 بعدش از خونه زدم بیرون سوار ماشینم ش...

پارت سیزدهم《مغازه》《Custom kiss》 ویو تهی...

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

کپشن

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣37🦋)✥(ویو ۷ دقیقه ی بعد)ظرف هارو شستم و دستام ...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_25🍷🎸پیتزای توی دهنمو...

رفتار سرد

~Destiny:Part 1~

پارت 1 ★(رمان ازدواج اجباری با هوانگ )★ویو ات: یک روز دیگه ب...

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط