فیک کوک و ا/ت [ عاشقی ]

پارت ۱۴

( رسیدند )
* پیاده شو
+ جونگ کوک .
* بله؟
+‌ اگه میتونی تاجایی میشه توی نقشت فرو برو
* خب باشه ( سرد . سرد )
+ باشه
( پیاده شدند و ا/ت دستش رو دور دست جونگ کوک گذاشت مثل زن و شوهر ها )
* اممممم......
^ سلام خوش اومدید . ا/ت این دوست پسرم <
<سلام ا/ت خوبی ..؟؟
+ هعیی جه بو
* عشقم ‌. ایشون رو میشناسی ؟
( ا/ت هنگ کرده )
+ هااا؟
< بله میشناسه منو...
* از خودش پرسیدم ..( سرد )
+ اره عشقم میشناسمش
* خب کیه؟؟
+ دوست دوران مدرسه امه ..
* اهااا عشقم
< ا/ت یه لحظه بیا.‌
+ باشههه.
* ا/ت
+ مشکلی نیست عشقم
+ بله؟
> ا/ت من میخوام واسه جنیا ی کادو بگیرم . کمکم کن چی بگیرم
+ هههههخخخخخ ( بلند بلند خندید و کوک بد نگاش میکرد )
+ باشه خخخ ببین براش ی گردنبند بگیر بیا اینطوری ( عکس رو نشون جه بو داد و کوک با ی نگاه غضب امیز نگاش کرد )
> مرسی ا/ت
( رفتن پیش بچه ها )
* عشقم چیزی شده بود اینطوری میخندیدی ؟
+ نه عزیزم..
* بیا بریم ی چیزی بخوریم
+ باشه ما رفتیم بچه ها
جلو تر که رفتیم چا ناوو رو دیدم
#  هعیی بیب
نگاهمو دادم به جلو
#  ا/ت
+ ها چیه چی میخوای هاااا؟
#  ترو خخخ
( کوک رفت نزدیک ناوو و توی گوشش گفت )
* انگار علاقه زیادی به کتک داری ؟ نه؟
#  هعییی
* یکدفعه دیگه اسم ا/ت رو به زبون بیاری با لیوان توی دستت میکنم....
+ کوک بیا عزیزم
تو خماری بمونیییین 🍷💕
دیدگاه ها (۱)

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

تکپارتی جونگ کوک

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط