{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

─═हई✯love story✯ईह═─

─═हई✯love story✯ईह═─
چمدانت
بوی برگشتن نمی داد که بستی اش
و آن روز
باران
فقط برای باز شدن چتر تو بارید

خیال برگشتنت
لیوانی پر از آب است
بگذار
مثل شاخه گلی مصنوعی بمانم

─═हई✯love story✯ईह═─
دیدگاه ها (۲)

پارت نوزدهم | زیر باراناز آن روز، جنگکوک دیگر مثل قبل نبود.د...

✦ اولین گناه ✦فصل هجدهم: کسی که دنبالش گشت---دنبالش گشتم.اول...

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۸

سناریو کازوتورا درخواستی

پارت اول: باران بعد از نیمه‌شبباران از عصر شروع شده بود و حا...

میبخشی پارت ۳

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط