{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#اغوش_استاد🌙

#اغوش_استاد🌙
#پارت_92

_قوی تراز اونی هستی که فکر می کردم...هرکس جای تو بود کم آورده بود

اروم خم شدم وپیشونیش وبوسیدم وزمزمه کردم:

_نمیذارم یه آب خوش از گلوشون پایین بره

از اتاق بیرون اومدم ورفتم سمت اتاق کارم ومشغول کارای عقب افتادم شدم.

نگاهی به ساعت کردم گوشیم وبرداشتم غذا سفارش دادم وبعدش زنگ زدم رضا داشتم ازجواب دادنش ناامید می شدم که جواب داد:

_سلام خوبی؟

_سلام گفتم حتما جواب نمیدی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
‌‌‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‌‌‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎
دیدگاه ها (۰)

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 5_الان نه 23 دقیقه و 30 ثانیه+چه دقیق_منو دست کم گر...

#اغوش_استاد🌙#پارت35*امیرعلی:بادیدن غذایی که پناه آورده بود ت...

#اغوش_استاد🌙#پارت_106کلافه نگاهش وازم گرفت واروم گفت:_من میر...

#اغوش_استاد🌙#پارت_105رفتم سمتش بازوش وگرفتم وصداش زدم که دست...

#نفرین شده #پارت_بیست_و_نهم غذا رو گرم کردم و کمی خوردم با ا...

#اشک حسرت #پارت ۱۶۵سعید : گوشی رو پرت کردم رو تخت لباس پوشی...

*_* زندگی متفاوت

P68با زنگ خوردن گوشیم چشمامو باز کردم... خوابم برده بود روی ...

*شیلان*هیرسا: دم غروب بود بیدار شدم جلو آینه موهام رو دستی ک...

فیک کوک عشق سر سخت من(پارت۲۵)از زبان ات رسیدم کره رفتم هتل ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط