{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم در دفترم عکسی کشم از صورتت

خواستم در دفترم عکسی کشم از صورتت
دیدم از بس ناز داری دل ز دفتر می بری

خواستم شعری بگویم عین چشم ناز تو
دیدم از مردم ، نگفته دین و باور می بری

خواستم‌جامی‌بنوشم مست‌چشمانت شوم
لیک ترسیدم؛ به مستی،دل تو بهتر می بری

خواستم تا ، گرم آغوش تو ، گرمایم دهد
دیدم ازبس داغتم، از کوره ام در می بری

خواستم جان را ، فدای مهربانی ات کنم
دیدم این ناقابل ست بی جامِ دیگر می‌بری

خواستم پاپس‌کشم‌از‌بسکه می‌خواهم تو را
دیدمت در عشق پایی ؛ تا به آخر می بری
دیدگاه ها (۳)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

پارت ۹۲ | «حرف‌هایی که باید زده می‌شد...»صبح روز بعد...هوا ب...

ددی مافیاپارت ۲________________________🌜🌕🌛__________________...

خواستم در دفترم عکسی کشم از صورتت دیدم از بس ناز داری دل ز د...

خواستم در دفترم عکسی کشم از صورتت دیدم از بس ناز داری دل ز د...

خواستم در دفترم عکسی کشم از صورتت دیدم از بس ناز داری دل ز د...

❥❥✶•• ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❥❥✶•• ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خواستم در دفترم عکس...

خواستم در دفترم عکسی کشم از صورتت دیدم از بس ناز داری دل ز د...

خواستم در دفترم عکسی کشم از صورتت دیدم از بس ناز داری دل ز د...

خواستم در دفترم عکسی کشم از صورتت دیدم از بس ناز داری دل ز د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط