{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❥❥✶•• ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❥❥✶•• ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خواستم در دفترم

❥❥✶•• ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❥❥✶•• ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خواستم در دفترم عکسی کشم از صورتت
دیدم از بس ناز داری دل ز دفتر می بری
خواستم شعری بگویم عین چشم ناز تو
دیدم از مردم ، نگفته دین و باور می بری
خواستم‌جامی‌بنوشم مست‌چشمانت شوم لیک ترسیدم؛ به مستی،دل تو بهتر می بری
خواستم تا ، گرم آغوش تو ، گرمایم دهد
دیدم ازبس داغتم، از کوره ام در می بری
خواستم جان را ، فدای مهربانی ات کنم
دیدم این ناقابل ست بی جامِ دیگر می‌بری
خواستم پاپس‌کشم‌از‌بسکه می‌خواهم تو را
دیدمت در عشق پایی ؛ تا به آخر می بری ❥❥✶•• ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❥❥✶•• ‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

چشمان تومعنای تمام جمله های ناتمامی ستکه عاشقان جهاندستپاچه ...

دلم برای تو و شعر تازه ‏ات تنگ استدلم هوایی آن لهجه خوش ‏آهن...

❥❥✶•• ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❥❥✶•• ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ من کلبه ای از عشقم ...

بودنت را دوست دارم دیدنت را دوست دارملابه لای هر غزل رقصیدنت...

اعتیاد من بهت.

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

part 30جونگکوک« تو چی؟»&من چیجونگکوک«توم شده اینطوری با دوست...

ددی مافیاپارت ۲________________________🌜🌕🌛__________________...

خواستم در دفترم عکسی کشم از صورتت دیدم از بس ناز داری دل ز د...

خواستم در دفترم عکسی کشم از صورتت دیدم از بس ناز داری دل ز د...

خواستم در دفترم عکسی کشم از صورتت دیدم از بس ناز داری دل ز د...

خواستم در دفترم عکسی کشم از صورتت دیدم از بس ناز داری دل ز د...

خواستم در دفترم عکسی کشم از صورتت دیدم از بس ناز داری دل ز د...

خواستم در دفترم عکسی کشم از صورتت دیدم از بس ناز داری دل ز د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط