{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#فیک

#فیک
|کلبه عاشقی|

تهیونگ:الو(با صدای گرفته)
ا/ت:تهیونگ..خوبییی پسر تو کجایی ها نمیگی نگرانت میشیم
تهیونگ:مگه برات مهمه یجایی هستم دیگه
ا/ت:بخدا جوری میزنمت که خون بالا بیاری هااا اگه مهم نبودی بهت زنگ میزدم....سریع بگو کجایی بیام پیشت نگرانتم
تهیونگ: واقعا نگرانمی؟!نمیخواد من حالم خوبه
ا/ت:تهیونگ،عزیزمن دارم میگم نگرانتم بگو کجایی بیام پیشت تا نبینمت خیالم راحت نمیشه
تهیونگ:نمیتونم لوکیشن بدم تو جنگلم بادیگارد می‌فرستم بیاد دنبالت ولی به هیچکس هیچی نگو لطفاً
ا/ت:باشه منتظرم باش،بای
×وسیله هامو جمع کردم و با بادیگارد تهیونگ راه افتادیم سمت جنگل×
وقتی رسیدم سریع از پله ها بالا رفتم شروع کردم محکم در زدن بعد از چند ثانیه در باز شد و........


امیدوارم دوسش داشته باشید 💜




#بی_تی_اس #بنگتن #آرمی #سناریو #تهیونگ
دیدگاه ها (۵)

پارت ۴ (سرنوشت)

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ Part...

#مافیای_من پارت دوازدهم ویو ا/ت: حالا باید چیکار کنم بزارم ب...

part 58کیم‌ویا.ت: جیش دارمخنده مردونه ای کرد آروم گفتتهیونگ:...

رمان : رفتار سرد

متیو و دختری از جنس دریا p4

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط