{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

love or friend

love or friend
part49

رفتم نگاه کردم ا/ت روی زمین بود سریع رفتم پیشش
تهیونگ: خوبی؟
ا/ت: قرصام قرصام
تهیونگ: کجان؟
ا/ت: تو ماشین
سریع رفتم قرصاشو تو ماشین اوردم و یه لیوان اب دادم دستش
تهیونگ: بیا بخور خوبی؟
(ده دقیقه بعد)
تهیونگ: چرا چیزی نمیگی خوبی؟
ا/ت: اره مگه نگفتی اگه رگ دستمم زده باشم نمیای سمتم؟
تهیونگ: ببخشید عصبانی بودم دستمو بگیر بلند شو
دستشو گرفتم و بردمش رو مبل نشوندمش و برگشتم شیشه هارو جمع کردم
تهیونگ: چی شد که اینجوری شدی؟
ا/ت: قلبم درد گرفت نمیدونی مگه بیماریه قلبی دارم
تهیونگ: سه ساله پیش گووان بهم گفته بود من فک کردم خوب شدی
ا/ت: خوب شده بودم باز که دیدمت شروع شد
بغلش کردم بردمش رو تختش
تهیونگ: بیا استراحت کن و اینکه ببخشید امشب عصبانی شدم اصلا زندگی خودته هرکاری میخوای بکن من دیگه کاری باهات ندارم فردا هم نمیخواد بیای شرکت اصلا هروقت خواستی نیا فقط بهم بگو
ا/ت: چرا مهربون شدی؟
تهیونگ: نگرانت شدم اگه خوب نیستی بریم بیمارستان
ا/ت: خوبم نگران نباش توهم برو بخواب
تهیونگ: تا خوابت نبرده نمیرم
ا/ت: اینجوری خوابم نمیبره ولی منم متاسفم من اول شروع کردم بحثو ادامه دادم و اینکه من به لیان نگفتم که ازدواجمون قرار دادی بوده و الان باهم هیچ رابطه عاشقونه ای نداریم فقط رابطه دوستانه
تهیونگ: گفتم که هرکاری میخوای بکن
موهاشو نوازش میکردم
ا/ت: میشه بری؟ خوابم گرفته
تهیونگ: باشه شب بخیر
ا/ت: شب بخیر

فردا
ا/ت
از خواب بیدار شدم نگاه به ساعت کردم ساعت 9 وایی من چرا اینقدر دیر بیدار شدم باید ساعت 7 شرکت باشم سریع بلند شدم یه کاغذ رو میزم دیدن
(امروز نمیخواد بیاد گفتم که استراحت کن تا خوب بشی [تهیونگی])

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۶۴)

love or friend part50امروز نمیرم شرکت به جاش یه شامه خوشمزه ...

love or friend part51تو ماشین لیان بودم داشتم گریه میکردملیا...

love or friend

love or friend part47رفتم طبقه نهم پیش ساران ا/ت: ساران جون ...

#پارت۱۴ رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥تهیونگ: تهیونگ هستم و شما؟الی:...

پارت ۵عمو های من مافیان

زندگی جدید( پارت۱۲)ویو ا/تصبح با درد زیادی بیدار شدم ساعتو ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط