Part 2

Part 2

چت
ات: باشه الان یکاری میکنم هق
.
.
کوک:هولاااااااااا

ات ویو
به فکرم رسید جیغ بزنم

ات: جیغغغغغغغغغغغغغغ

همه اومدن بیرون

مامان :یا ابالفضا چیشدع
عمو: چیشدع چرا جیغ میزنی

کوک ویو
واییی بلاخره کار خودشو کرد اخ جونننن
رفتم بیرون

کوک؛چیشدع؟(خودشو زده به خواب آلود)
ات: ببخشید فقط چون اینحا تنگ بود کلافه شدم جیغ زدم(خیلی کیوت)
کوک: چادر من دو نفرست بیا اونجا فقط نصف شب وقتی دارم خدای میبینم ۳۰ تا شیر مور خوردم جیغ نزن
ات:باشه ببخشید (کیوت)
مامان: برو دیگه گوشم کر شد

پشت سر جونگکوک رفتم تو چادرش

شرط پارت بعد
لایک ²⁰
کامنت ¹²
دیدگاه ها (۲۹)

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁰ویو: جونگ کوکصبح با نور افتاب بی...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

p1 ☆فاجعه ای به نام ما☆ویو راویامروز قشنگ ترین روز برایه اون...

پارت ۴ویو الکس ات گفت منم پیشش بخوابم .....از اونجایی که من ...

bts

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط