{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم

𝑷𝒂𝒓𝒕 5 | حسودی کردی؟!

لوئیس با عصبانیت از سالن بیرون رفت.

با خودش گفت: «چه احمقی بودم که حرفاش رو باور کردم!»

چند لحظه بعد، هیونجین خودش رو بهش رسوند.

هیونجین: «لوئیس، صبر کن! باید حرف بزنیم.»

لوئیس: «برو با همون دختری که دلتنگت شده حرف بزن!»

هیونجین با تعجب نگاهش کرد.

هیونجین: «نکنه حسودی کردی؟»

لوئیس: «چی؟! خواب دیدی!»

هیونجین: «پس چرا عصبانی‌ای؟»

لوئیس: «چون اولش جوری رفتار کردی انگار من برات مهمم، بعد یه دختر اومد دستت رو گرفت!»

هیونجین چند لحظه ساکت موند.

هیونجین: «یونا دوست قدیمی منه. چیزی بین ما نیست.»

لوئیس شونه بالا انداخت.

لوئیس: «به من چه؟ ما که با هم نیستیم!»

لبخند هیونجین محو شد.

هیونجین: «درسته... ولی از وقتی دیدمت، نمی‌تونم مثل قبل باشم. وقتی با جی می‌خندی، حرص می‌خورم. وقتی ازم دور می‌شی، دنبالت میام. خودمم نمی‌فهمم چرا.»

لوئیس آروم پرسید:

«پس چرا همیشه اذیتم می‌کنی؟»

هیونجین: «چون بلد نیستم با حسی که دارم چیکار کنم.»

لوئیس نگاهش کرد.

لوئیس: «خب، اول یاد بگیر قبل از حسودی کردن، از خودت بپرسی چه حقی داری!»

هیونجین لبخند زد.

هیونجین: «پس قبول داری حسودی کردم؟»

لوئیس: «هیونجین! واقعاً غیرقابل‌تحملی!»

هیونجین: «ولی هنوز داری باهام حرف می‌زنی.»

لوئیس خواست بره که هیونجین دستش رو جلو آورد.

هیونجین: «با من می‌رقصی؟»

لوئیس: «نه!»

هیونجین بدون اصرار گفت: «باشه.»

همین که برگشت بره، لوئیس ناخودآگاه مچ دستش رو گرفت.

هر دو به دست‌های هم نگاه کردن.

لوئیس سریع گفت: «فقط یه آهنگ! فکر نکنی ازت می‌ترسم!»

هیونجین لبخند زد و دستش رو گرفت.

هیونجین: «فقط یه آهنگ.»

اما هیچ‌کدوم نمی‌دونستن یونا از دور نگاهشون می‌کنه و هم‌زمان پیامی می‌فرسته:

«فکر کنم هیونجین بالاخره یکی رو پیدا کرده که واقعاً براش مهمه.»

جواب پیام خیلی زود رسید:

«پس باید قبل از اینکه دیر بشه، باهاش حرف بزنیم.»

یونا نگاهش رو از لوئیس و هیونجین گرفت.

انگار چیزی می‌دونست که اونا هنوز ازش خبر نداشتن...

ادامه دارد... ❤️‍🔥
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p80محکم...اما نه اون‌قدر که درد بگیره.نی...

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوتا اوکوتسو)وقتی با هم راه می‌ر...

درخواستی

دوپارتی هیونجین

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

پارت ۵۰ صبح روز بعد، لینا جلوی آینه ایستاده بود و به حرف‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط