✨🌷

✨🌷

#شهدا۰۱۲۰

#حجاب

رگ هاش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت.
وقتی دکتر این مجروح رو دید به من گفت بیارمش داخل اتاق عمل.
من #چادر به سر داشتم.
دکتر اشاره کرد که #چادرم رو در بیارم تا راحت تر بتونم مجروح رو جابه جا کنم...
مجروح که چند دقیقه‌ای بود به هوش اومده بود، به سختی گوشه #چادرم رو گرفت و بریده بریده گفت:
"من دارم می‌رم تا تو #چادرت رو در نیاری. ما برای اسلام داریم می‌ریم..."
#چادرم تو مشتش بود که #شهید شد...
از اون به بعد تو سخت ترین شرایط هم #چادرم رو کنار نگذاشتم...


شادی روح #امام_راحل و #شهداء
#صلوات
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد
و_عجل_فرجهم


--------------✾•🦋💔🦋•✾-----------------
دیدگاه ها (۰)

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

خونریزی شدیدی داشت . . .داخل اتاق عمل، دکتر اشاره کرد که چاد...

خونریزی شدیدی داشت. . . داخل اتاق عمل دکتر گفت چادرم رو در ب...

خونریزی شدیدی داشت..داخل اتاق عمل، دکتر اشاره کرد که چادرم ر...

بیمارستان پر از مجروح بود.حال یکیشون خیلی بد بود.رگ هاش پاره...

دکتر گفت #چادرم رو دربیارم تا راحت تر مجروح رو #جابجا کنم،او...

بیمارستان از مجروحین پرشده بود... حال یکی خیلی بد بود...رگ ه...

خونریزی شدیدی داشتداخل اتاق عمل دکتر اشاره که چادرم رو در بی...

رگ هایش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت.وقتی دکتر این...

چادر من ...بیمارستان از مجروحین پر شده بود...حال یکی خیلی بد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط