وقتی شب دیر برمیگردی

وقتی شب دیر برمیگردی

نامجون : کجا بودی ‌؟ میدونی الان ساعت
چنده ؟ میدونی چقد نگرانت بودن ؟
چرا گوشیتو جواب نمی دادی ها‌ن؟

جین : نگرانته و سریع بغلت میکنه
و کجا بودییی؟ گوشیتم که خاموش بود
خیلی ترسیدمممم

یونگی : کمی عصبی و کمی نگرانه
و سعی میکنه خودشو کنترل کنه تا خودت
بگی بهش

هوپی : کجااااا بودیییییییی ؟ ( خیلی عصبیههه)
+ به خدا با ددوستام رفته ب بودم رستوران
ماشینش خراب شد د دیر شددد
* عاا خوب بیا بریم بخوابیم

جیمین : موبایلت رو چرا نبردی ؟
+ ببخشید خونه مامان اینا بودم
* میدونم
+ هاااا خوب خوبه 😁

تهیونگ : خوش گذشت ؟ ( عصبیی) اون تلفن
لعنتی رو چرا جواب نمیدی
+ ته میگم من گ گوشیم شکسته
* عااا خوب کجا بودی حالا ؟
+ پیش خواهرت بودم
* اوم خوب بیا فیلم ببینیم
+ بش

کوک : خوب ایشون نمیزاره تنها جایی بری
دیدگاه ها (۲)

THE FIRST KISSPART: 8بعد از حرفم سکوت کرد دوباره به سمت خونه...

My lovely neighbor part : 72

پرنسس ناخواسته

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

جدایی

سناریو : درخواستی شبطان کش ...

سناریو انهایپن ( جدید 🥺)

shadows murderer:قاتل سایه هاpart:1۸مشخص بود کار جونگ کوکه ک...

پارت 2 +: وای بعد از اینکه با جیمین خدافظی کردم رفتم خرید خی...

painful love part 48 ادامه پارت ۴۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط