{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پارت54

#پارت54

وقتی از خواب بیدار شدم صدای کسی نمیومدم حتما رفتن گردش دیگه گوشیمو برداشتم نگاه ساعت کردم۵رو نشون میداد با این که سه ساعت خوابیده بودم بازم سرم درد میکرداز حرص زیاد بالشو برداشتمو پرت کردم که باصدای آآآخخخ گفتن یه نفرعین میخ نشستم سرجام،باچشمای درشت شده داشتم به روبروم نگاه میکردم
+شما همتون داخل اتاقین؟؟؟!!!
کیان:حالت خوبه کیانا یعنی چی همتون داخل اتاقین؟برا چی بالشتو پرت کردی زدی توسر کرم؟
یشیم:بیشعور نگفتی ناقصش میکنی داداشمو،اصلا من بیخیال نگفتی خودت بی شوهر میشی،اونوقت کی تورو میگیره
+شما چرا صداتون درنمیااااد،فک کردم نیستین
ملیسا:اخه گوساله خوشگلم،تو خودت گفتی صدامون دربیاد هممون رو باهم جر میدی
سهیل:والا من که ترسیدم بیدار بشی بکشیمون
تقریبا همشون همینو گفتن ولی نوبت به فواد که رسید گفت:ولی من بیشتر از تو از کرم ترسیدم چون گفت بیدار بشه هممون رو خفه میکنه
با این حرف با تعجب برگشتم سمت کرم و نگاش کردم
آسلی:خره نفهم ما دوساعت خودمونو پاره کردیم انواع واقصام دروغ رو گفتیم اومدی خیلی خوشگل گذاشتیش کف دست کیانا؟؟
یشیم:خفت که کرد میفهمی خود
دیدم اوضاع یه خورده بهم ریخته هست خودمو زدم به بیخیالی و گفتم ول کنین اینا رو من گشنمه
جولیا:پاشو آبی بزن دستو صورتت برات غذا گرفتم بیا بخور
بلند شدم و رفتم یه آبی به دست و صورتم زدم وقتی اومدم جولیا هم غذا رو برام اورد و منم مشغول خوردن شدم....
#loveintime
لطفا برای دوستانتون به اشتراک برارید🙏👆
@roman._.loveintime
دیدگاه ها (۱)

◝ تیمــــآرم‌ کــن . .◟- #ParT_13 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄سمت ...

رمان :آیدل من پارت :«1»ویو «ا/ت» صبح با صدای کیتی که داشت خو...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

عاشقم باش Part 48

رمان تو خود منی

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۳ *سانیار*در رو با یه ضرب باز کرد...

لیسا : لیا بیام ببینم یه لباس مزخرف و اسپرت پوشیدی او تالار ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۲" در آغوش رویای آبی ات  "...

P22ممکنه این پارت یکم 🔞 باشه پس اگه نمی تونید بخونید رد کنید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط