علامت تو + علامت بابای تو* علامت مامان تو/

علامت تو + علامت بابای تو* علامت مامان تو/
ویو تو
ساعت 17:45 بود داشتم توی اتاقم با گوشیم بازی میکرد که مامانم صدام کرد رفتم پایین و گفت / ات لطفا برو از بیرون پیتزا بخر شام نداریم + باشه الان میرم رفتم حاضر شدم
(عکس لباس رو میزارم )
رفتم پیتزا 🍕 گرفتم وقتی برگشتم دیدم توی خونه خیلی سر و صدا هس
دیدم مامانم و بابام دارن با هم دعوا میکنن پیتزا رو گذاشتم روی میز و گفتم
+چی شده چرا دعوا میکنید
/ات لطفا برو توی اتاقت
+ولی ... چی شده
/ات همین الان (باعصبانیت و کمی داد)
رفتم توی اتاق و خیلی ناراحت شدم داشتم یواشتی به حرف بابام و مامانم گوش میدادم
*اون باید بره(باداد)
/ولی اون دخترمونه(با داد)
*بس کن اونا.. اونا الان میان ( با اعبانیت )
*....
/برو به ات بگو
*ب..باشه
مامانم اومد توی اتاقم و گفت
*ات لطفا تمام وسایلت رو جمع کن
+مامان .. میشه بگی چی شده
*ات دخترم فقط وسایلت رو جمع کن
+باشه
*آفرین دخترم (با ناراحتی)
دیدگاه ها (۱)

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

عروسک مافیا/پارت1

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

چند پارتی( وقتی خانواده هات ازت بدشون میومد )........‌.........

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

پنهان عشق

به زیباییه مشکی

چند پارتی (درخواستی)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط