چن پارتی ای ان ادامه

چن پارتی ای ان ادامه

رفتم پیش رئیس
خب دخترای گلم باید تا اخر این ماه دیبیو کنید
چان می:ولی ما که اماده نیستیم
رئیس:باید دبیو کنید وضع مالی مون خوب نیست
الان هم برید یه اهنگ بنویسید

ا/ت:حالا اهنگمون از چی باشه؟
بورا:نمیدونم
مربی صدا:من کمکتون میکنم ولی به هیچکس نگید
ا/ت:واقعا مرسی
مربی صدا:ولی اینبار
بورا:اوکی

&&&&یک ماه بعد&&&&
موزیک ویدیو مون رو به اشتراک گزاشتیم امروز هم کنسرت داریم میخوام اولین بار فنامو ببینم هم استرس دارم هم خوشحالم
////کنسرت/////

لباسامون رو پوشیدیم

اسلاید ۲ لباس بورا،،،اسلاید ۳ لباس ا/ت،،،اسلاید ۴ لباس می چا،،،اسلاید ۵ لباس جی هیون،،،اسلاید ششم لباس گایونگ

رفیتم به صحنه و کلی انسان بود ما شروع کردیم به رقصیدن و خوندن که چشمم خورد با ای ان بهم نگاه کردو چشمک زد
اجرا تموم شد
خودمون رو معرفی کردیم و امدیم
منیجر:کارتون عالی بود دخترا
بورا:ا/ت چرا گریه میکنی؟
ا/ت:تو خودت هم داری گریه میکنی
بورا:چی من نه بابا
همو بغل میکنن و گریه میکنن

&&&فردا&&&

ای ان:سلام ا/ت
ا/ت:سلام
ای ان: دیروز خیلی خوشگل شده بودی البته الان و همیشه خوشگلی
ا/ت:مرسی
میدونی که ماهم دیبیو کردیم به کنسرتمون میای؟
ا/ت:والا نمیدونم بیلیط هس یا نه
ای ان:من دارم میخوای بدم به تو؟
ا/ت:نمیدونم اگه ادمین اجازه بده باشه
ادمین:خیر نمیدم ای ان به من بده تروخدااااا
ای ان:کم زر بزن دیگه
ادمین :تامام

ا/ت:باشه
ای ان:بیا،فعلا
ا/ت:فعلا
رفتم با کمپانی هم حرف زدم رفتم هیچی دیگه رفتم کنسرت
خیلی خشتیپ شده بود بخاطر دوربین ها نمیتونستم بخندم و حرکاتی رو نشون بدم که خیلی ازش خوشم امده ولی لعنتی خیلی کراش بود

////فردا/////

ای ان:های
ا/ت:هلو
ای ان:کنسرت خوش گذشت؟
ا/ت:اره خیلی خوب بود وقتی رسیدم فوری اهنگو دان کردم
ای ان:😊😊،ا/ت بیا دنبالم کارت دارم
ا/ت:اوکی
منو برد به اتاق تمرین چسبوندم دیوار و 💋💋(ای بابا خودتون میدونید دیگه بعدش چی میشه دیگه نمی نویسم)
بعدش جدا شد
ای ان:ببخشید من دوست دارم
ا/ت:منم دوست دارم
ای ان:واقعا
همو بغل کردن که یهو در باز شد خبرنگارا جمع شدن که شما قرار میزارید که همو بغل کردید؟
هیچی نگفتیم رفتیم اتاق کمپانی و همه چیو گفتیم
بعد چن روز خبرش پخش شد و چن سال گذشت و ما ازدواج کردیم و صاحب یه نی نی شدیم
پایان

میدونم خیلی زود تمومش کردم و چرتش کردم
واقعا زیاد حالم خوب نیست اما سعی میکنم بهترینارو بنویسم:)
دیدگاه ها (۷)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

همسر غیره منتظره

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

سناریو بی تی اسوقتی برات قلدری میکنن بعد می‌فهمن افسردگی گرف...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

سناریو مایکی پارت اخر

[تک پارتی جیمین](به مناسبت تولدش😭)موضوع:: وقتی تولدشه و........

مافیای من

پارت ۴ (سرنوشت)

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط