رز آبی پارت ۲۱

فردا صبح/رختکن:

صبح روز بعد، فضای بلو لاک از همیشه شلوغ‌تر بود.

بازیکن‌ها در حال آماده شدن برای تمرین بودند که صدای ایگو از بلندگو پخش شد.

ایگو: همه‌ی بازیکنان، پنج دقیقه‌ی دیگر در زمین اصلی حاضر شوند.

میا بند کفشش را بست و از جایش بلند شد.

همان لحظه رین از کنار در رد شد.

میا: «رین!»

رین ایستاد.

رین: «چیه؟»

میا: «امروز قراره با کی بازی کنم؟»

رین: «نمی‌دونم.»

میا چند قدم دنبالش رفت.

میا: «تو همیشه این‌قدر جواب‌هات کوتاهه؟»

رین: «آره.»

میا: «چه زندگی سختی داری.»

رین نگاهش کرد.

رین: «تو زیادی حرف می‌زنی.»

میا: «تو هم زیادی اخمو هستی.»

رین بی‌تفاوت از کنارش رد شد.

رین: «بیا زمین.»

میا لبخند زد.

میا: «باشه، داداش.»

وقتی همه وارد زمین شدند، ایگو روبه‌روی بازیکنان ایستاده بود.

ایگو: «تمرین امروز ساده است.»

همه منتظر ادامه‌ی حرفش بودند.

ایگو: «میا ایتوشی و کایزر یک تیم خواهند بود.»

چند نفر فوراً به هم نگاه کردند.

باچیرا لبخند زد.

باچیرا: «باز این دوتا با هم!»

میا دستش را بالا برد.

میا: «اعتراض دارم.»

ایگو: «رد شد.»

میا: «حتی نذاشتی بگم.»

ایگو: «چون می‌دانم قرار بود بگویی چرا همیشه من و کایزر را کنار هم می‌گذاری.»

میا لحظه‌ای ساکت ماند.

میا: «...دقیقاً همینو می‌خواستم بگم.»

چند نفر خندیدند.

کایزر کنار زمین ایستاده بود و لبخند می‌زد.

کایزر: «به نظر من انتخاب خوبیه.»

میا به سمتش برگشت.

میا: «تو ساکت.»

کایزر: «چرا؟»

میا: «چون از انتخاب شدن خوشحالی.»

کایزر: «خب، شریک تمرینی خوبی هستی.»

میا توپ را برداشت.

میا: «پس امروز باید ثابتش کنی.»
دیدگاه ها (۱)

سورا و رین

با تو! همیشه پارت ۲

سناریو قفل آبی

اگه دوست پسرمون باشن

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد پارت۴

کائوری و سائه

زیبای کوچک فریبکار

بازی با آتیش

part 18

🍷 شراب قرمزپارت ۳۴ — انتخابسه نفر داخل اتاق نشسته بودند.جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط