{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من با استعداد بودم، یعنی هستم.

من با استعداد بودم، یعنی هستم.
بعضی وقت‌ها به دست‌هایم نگاه می‌کنم
و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی بشوم یا یک چیز دیگر.
ولی دست‌هایم چه کار کرده اند ؟
یک جایم را خارانده‌اند، چک نوشته‌اند، بند کفش بسته‌اند، سیفون کشیده‌اند و غیره...
دست‌هایم را حرام کرده‌ام، همین‌طور ذهنم را...

کتاب عامه پسند
اثر چارلز بوکوفسکی
دیدگاه ها (۵)

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش اول__تو همانی که همه عمر ...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❹آدم باید پل‌ها را خراب کند، تا راه برگشتن نداشته...

Twenty four

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

البته که قبلا حضرت اقا فرمودن مراقب گوشهایتان در مقابل

Destiny part 15

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط