{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من با استعداد بودم، یعنی هستم. بعضی وقت‌ها به دست‌هایم نگ

من با استعداد بودم، یعنی هستم. بعضی وقت‌ها به دست‌هایم نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی بشوم یا یک چیز دیگر.
ولی دست‌هایم چه کار کرده اند؟ یک جایم را خارانده‌اند، چک نوشته‌اند، بند کفش بسته‌اند، سیفون کشیده‌اند و... دست‌هایم را حرام کرده‌ام، همین‌طور ذهنم را.

عامه پسند _ چارلز بوکوفسکی
دیدگاه ها (۵)

دیگه مثه قدیما نمیخندیم....:(

تا حالا بین احساستون معلق بودین؟ :)

یه تست بسیاربسیارجالب!!امتحان بفرمایید:الگوی زندگی تو کیست؟ ...

تـوی‌کشیدَن رویـاهـای بچگیمـ کهـ‍ مداد مشکــے تراش نخـوردپس ...

پژواگ در دنیا بی صدا

When silence becomes a scream

p1بوی عطر قدیمی، دوباره تمام فضای سالن را پر کرده بود. همان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط