{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏گاهی به دست هایم نگاه میکنم و فکر میکنم که میتوانستم پیا

‏گاهی به دست هایم نگاه میکنم و فکر میکنم که میتوانستم پیانیست بزرگی شوم ولی دست هایم چه کار کرده اند؟ یک جایم را خارانده اند، چک نوشته اند، بند کفش بسته اند، سیفون کشیده اند و غیره. دست هایم را حرام کرده ام، همینطور ذهنم را...

| عامه پسند - چارلز بوکوفسکی |
دیدگاه ها (۳)

پارت دومفلش بکشرط می‌بندم سئومی دوباره در کمد لباس هایم سرک ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❹آدم باید پل‌ها را خراب کند، تا راه برگشتن نداشته...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش اول__تو همانی که همه عمر ...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

I can be myself with himPart¹⁰¹هنوز شروع نکرده بودیم،که تهیو...

professor Riddle, p36

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

One

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط