(پارت معرفیییی)
نام:برده ی زیبا
میخوام با شخصیت ها اشناتون کنم
خوب من لی ات هستم ۱۸سالم یک دختر خیلی فقیر با خواهرم رن اون ۶سالش زندگی میکنم مامانم معتاده و پدرم وقتی ۱۰سالم بود از دست دادم من داخل یک رستوران کار میکنم اون رستوران حقوق درستی به من نمیده و خواهرم بدون ازدواج بدنیا اومده یعنی مامانم ناخواسته اونو بدنیا آورده(ناخواسته هم نبودهههه حالا ولش کن.......)(میدونید تنها گناه ات چیه؟بله خوشگلیش که همه ی مردای کره ی زمین و به خودش جذب میکنهههه همینن)
خوب منم کیم تهیونگ هستم ۲۷سالم هست دوتا خواهر و دوتا برادرم دارم من بچه چهارم خانواده هستم دوتا برادرم بزرگتر از خودمن و یک خواهر بزرگتر و یک خواهر کوچکتر دارم. ویژگی ها البته چه عرض کنم:خشن ،،عصبانی و وقتی که مواد و مشروب باهم میزنم ومیخورم کنترل خودمو از دست میدم و من رییس بزرگ ترین باند مافیایی هستم و ما یک عمارت بسیار بسیار بزرگ داریم (البته عمارت چه عرض کنم قصر)که کل خانواده پدری و مادریم در اون زندگی میکنن
خوب منم کیم مینجی هستم ۲۱سالم دختر عموی تهیونگ من با خانوادم داخل عمارت(قصر ) عموم زندگی میکنیم من تک فرزندم من عاشق تهیونگ هستم چندبارم بهش گفتم اما اون گفت که عاشقم نیست من یک دختر حسود هستم هرکسی به تهیونگ نزدیک بشه حتی حاضرم بکشمشش
لئو. دست راست تهیونگ...... اونم مثل ته مواد میزنه...۲۹سالش ....
هانا. دوست ات یعنی دوست صمیمی ات که هیچ رازی از هم پنهان نمیکنن و خلاصه خیلی صمیمین...۱۹ سالش
مادر ته. ۵۸سالش......
پدر ته. ۶۷سالش
بقیه رو حال ندارم بگم.....(ادمینتون گشاد هستن)
شرایط برای پارت اول...👇
لایک:۳۰
بازنشر:۳۰
کامنت: هرچی عشقت کشید
#فیک#رمان
میخوام با شخصیت ها اشناتون کنم
خوب من لی ات هستم ۱۸سالم یک دختر خیلی فقیر با خواهرم رن اون ۶سالش زندگی میکنم مامانم معتاده و پدرم وقتی ۱۰سالم بود از دست دادم من داخل یک رستوران کار میکنم اون رستوران حقوق درستی به من نمیده و خواهرم بدون ازدواج بدنیا اومده یعنی مامانم ناخواسته اونو بدنیا آورده(ناخواسته هم نبودهههه حالا ولش کن.......)(میدونید تنها گناه ات چیه؟بله خوشگلیش که همه ی مردای کره ی زمین و به خودش جذب میکنهههه همینن)
خوب منم کیم تهیونگ هستم ۲۷سالم هست دوتا خواهر و دوتا برادرم دارم من بچه چهارم خانواده هستم دوتا برادرم بزرگتر از خودمن و یک خواهر بزرگتر و یک خواهر کوچکتر دارم. ویژگی ها البته چه عرض کنم:خشن ،،عصبانی و وقتی که مواد و مشروب باهم میزنم ومیخورم کنترل خودمو از دست میدم و من رییس بزرگ ترین باند مافیایی هستم و ما یک عمارت بسیار بسیار بزرگ داریم (البته عمارت چه عرض کنم قصر)که کل خانواده پدری و مادریم در اون زندگی میکنن
خوب منم کیم مینجی هستم ۲۱سالم دختر عموی تهیونگ من با خانوادم داخل عمارت(قصر ) عموم زندگی میکنیم من تک فرزندم من عاشق تهیونگ هستم چندبارم بهش گفتم اما اون گفت که عاشقم نیست من یک دختر حسود هستم هرکسی به تهیونگ نزدیک بشه حتی حاضرم بکشمشش
لئو. دست راست تهیونگ...... اونم مثل ته مواد میزنه...۲۹سالش ....
هانا. دوست ات یعنی دوست صمیمی ات که هیچ رازی از هم پنهان نمیکنن و خلاصه خیلی صمیمین...۱۹ سالش
مادر ته. ۵۸سالش......
پدر ته. ۶۷سالش
بقیه رو حال ندارم بگم.....(ادمینتون گشاد هستن)
شرایط برای پارت اول...👇
لایک:۳۰
بازنشر:۳۰
کامنت: هرچی عشقت کشید
#فیک#رمان
- ۸.۱k
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط