{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم‌ڪاش‌می‌شدمنم‌همراهت‌بیام

گفتم‌ڪاش‌می‌شدمنم‌همراهت‌بیام
جبهہ‌،لبخندی‌زدوگفت‌؛هیچ‌میدونی
سیاهیِ‌چادرتوازسرخیِ‌خونِ‌من‌ڪوبنده
تره؟!..
حجابتورعایت‌ڪنی؛مبارزتوانجام
دادی:))!..
#چادرانه
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

I want to love you forever part 2

سناریو:زخم التیامی/پارت ۳(موقعیت:۹۰۰متر تا ua) (زمان:۵:۴۷)**...

پارت هیفده

ماهِ لورنزو 🌙🥀لورا تو پارک منتظر مونا بودم گفته بود داداشم ر...

پارت بیست‌ودوم | بالاخره گفتی...نور ملایم غروب از پنجره‌ی ات...

Heir of Light and Darknesspart : 4+من همینجا پیاده میشم آقام...

محو زیبایی او پارت ۴۳ویو رزا با درد زانو به خودم میپیچیدم! ک...

برده عمارت جئون

🖤 مافیای منقسمت هفتم | یک دستور عجیبات با پرونده وارد دفتر ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط