تجسم رویایم همیشه با باریدن باران شکل می گیرد
تجسم رویایم همیشه با باریدن باران شکل می گیرد
می خواهم در کشت زار محبتت قدم بزنم
می خواهم در هوای بارانیت باران
دستانم را روی خوشه های گندم محبتت بکشم
تا حس زنده بودن را تجربه کنم
می خواهم باران بدانی من هم همیشه بارانیم
ببار باران ببار ، بر تن عریانم
می خواهم در چشمان تو گیسوان محبتم را شانه بزنم
و با دستان پر محبت تو شانه کنم موهای پریشان خود رادعا می کنم که هوا مهتابی شودبرکه دلم مهتابی شود
دلم باز راهی شودقصه باز تکراری شود
شاید دل دریایت در کنار ساحل غم زده من آرام بگیرد
دوستت دارم باران پس ببار بر تن خسته ام
شیهه میزند اسب نا آرام دلم
نعره هایش را می شنوی
بی تابیش را تاب شو رام شو
ببار باران ببار که دلتنگ توام امشب
همیشه بارانی ام ، باران ، پس ببار
می خواهم در کشت زار محبتت قدم بزنم
می خواهم در هوای بارانیت باران
دستانم را روی خوشه های گندم محبتت بکشم
تا حس زنده بودن را تجربه کنم
می خواهم باران بدانی من هم همیشه بارانیم
ببار باران ببار ، بر تن عریانم
می خواهم در چشمان تو گیسوان محبتم را شانه بزنم
و با دستان پر محبت تو شانه کنم موهای پریشان خود رادعا می کنم که هوا مهتابی شودبرکه دلم مهتابی شود
دلم باز راهی شودقصه باز تکراری شود
شاید دل دریایت در کنار ساحل غم زده من آرام بگیرد
دوستت دارم باران پس ببار بر تن خسته ام
شیهه میزند اسب نا آرام دلم
نعره هایش را می شنوی
بی تابیش را تاب شو رام شو
ببار باران ببار که دلتنگ توام امشب
همیشه بارانی ام ، باران ، پس ببار
- ۴.۲k
- ۱۷ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط