مـاهٔ تیره مـن ، من کـنارت می‌مانـم .. شیشهٔ روحِ مرا به

مـاهٔ تیره مـن ، من کـنارت می‌مانـم .. شیشهٔ روحِ مرا به دلخواهِ خود بشکن ، من بر روی آن شیشه‌ها قدم می‌زنم و تو را در آغوش می‌گیرم .. لب‌های سرخت را سمی کن ، من مرگ را می‌پذیرم و بوسه بر آن لبان می‌زنم .. خنجرات را زیر گلویم بگیر ، من گلویم را خونین می‌کنم اما چشمانت را می‌بوسم . در اقیانوسِ سردِ زندگی غرق شو ، من همراهت غرق می‌شوم و با آغوشم تو را گرم‌ می‌کنم اما در انتها می‌دانم زمانی که هویت واقعی‌ام
نمایان بشود ، تویی که لبخندهایش را ستایش می‌کنم ، کاری می‌کنی که از زندگی‌ات فرار کنم ، پس اگر من با جانم نتوانم ازت محافظت کنم . با قطرهِ قطره خـونم ازت محافظت می‌کنم . @جایز‌نیست
دیدگاه ها (۴)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

راز خون پارت سوم

میبخشی پارت ۳

فیک تهکوک وارث زار

پارت دوم: «طوفان در شیشه‌ها»صدای رگبار باران شدیدتر شده بود ...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

هم‌سلولی خطرناک (part8)ـ باید بریم.ـ قبل از اینکه پلیس رد او...

چند پارتی بازی ممنوع

مـاهٔ تیره مـن؛ من کـنارت می‌مانـم .. شیشهٔ روحِ مرا به دلخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط