مـاهٔ تیره مـن ، من کـنارت میمانـم .. شیشهٔ روحِ مرا به
مـاهٔ تیره مـن ، من کـنارت میمانـم .. شیشهٔ روحِ مرا به دلخواهِ خود بشکن ، من بر روی آن شیشهها قدم میزنم و تو را در آغوش میگیرم .. لبهای سرخت را سمی کن ، من مرگ را میپذیرم و بوسه بر آن لبان میزنم .. خنجرات را زیر گلویم بگیر ، من گلویم را خونین میکنم اما چشمانت را میبوسم . در اقیانوسِ سردِ زندگی غرق شو ، من همراهت غرق میشوم و با آغوشم تو را گرم میکنم اما در انتها میدانم زمانی که هویت واقعیام
نمایان بشود ، تویی که لبخندهایش را ستایش میکنم ، کاری میکنی که از زندگیات فرار کنم ، پس اگر من با جانم نتوانم ازت محافظت کنم . با قطرهِ قطره خـونم ازت محافظت میکنم . @جایزنیست
نمایان بشود ، تویی که لبخندهایش را ستایش میکنم ، کاری میکنی که از زندگیات فرار کنم ، پس اگر من با جانم نتوانم ازت محافظت کنم . با قطرهِ قطره خـونم ازت محافظت میکنم . @جایزنیست
- ۷.۸k
- ۱۵ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط