{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*10

فردا
کوک:
پیش هانی بودم
هانی: جونگکوک میری پیش ا/ت گوشیمو بیاری
کوک: چرا من
هانی: هنوز باهام قهره
کوک: خب بامنم قهره
هانی: از تو خجالت میکشه
کوک: خب باشه
رفتم دم در اتاق ا/ت

ا/ت
تق تق تق
ا/ت: بیا داخل
کوک: سلام
ا/ت: سلام
کوک: اومدم گوشی هانی ببرم
ا/ت: فقط گوشی
کوک: آره
ا/ت: باشه
اخه چرا رفت
ا/ت: چرا برگشتی
کوک: یچیزی یادم رفته
ا/ت: چی
کوک: این
اومد نزدیکم و صورتشو اورد نزدیکم شروع کرد به بوسیدنم دستمو گذاشتم دور گردنش اونم دستشو حلقه کرد دور کمرم که یک دفعه

کوک
خیلی حس خوبی داشت که یکدفعه ا/ت منو پرت کرد اونور
کوک: چیشد عشقم
هیچی نمیگفت انگار دوباره رفتم سمتش
ا/ت: ولم کن
کوک: چیه
روم اونطرف کردم پدر ا/ت دیدم بلند شدم
پدر ا/ت اومد داخل
پ: بیاید اینجا
کوک: بله پدر جان
پ:شما باهمین
ا/ت: چی
پ: گفتم که تو و جونگکوک قرار میزارید جونگکوک دوست پسرته
ا/ت: آره
پ: جونگکوک دوست داری
ا/ت: آره
پ: تو چی جونگکوک دخترمو دوست داری
کوک: آره خیلی دوسش دارم
پ: این عکس تویی
ا/ت: اینو کی پخش کرده
پ:زیرش نوشته که خانم دکتر در کنار دوست پسرش خواستم بگم که این تویی
کوک: آره منم

#کوک
#فیک
#سناریو
#فیک_بی_تی_اس
دیدگاه ها (۷)

آتیشی که از بارون شروع شدpart 46ا. ت: الان؟جونگکوک: بله.ا. ت...

ویو کوکبا نور خورشید از خواب بیدار شدم یکم تکون خوردم احساس ...

این عشق فیک نیست پارت 2//ویو ساعت 5//. //ویوی ا/ت //د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط