🍁

🍁
🍁🍁
🍁🍁🍁
🍁🍁🍁🍁

#هوس_خان👑
#پارت30





من اونجام که بود هیچ وقت تنها نبودم و قصد هیچ وقت ازدواج نبود
همیشه دورم پربود از دخترا
من از اون احمقایی که شما فکر کنید نیستم
من رک و راست بهت میگم اون دختربچه رو می خوام به هر قیمتی که شده به دستش میارم...

شما زن ها که از این چیزا بیشتر سر در میارین
پس تمام سعی تو بکن هر کاری که میتونی بکن هر راهی که به نظرت می‌رسه رو امتحان کن
تا من به این دختر برسم چون اگه تو راهی جلوی روی من نذاری من از بیراهه تصاحبش می کنم.

و وقتی تصاحببش کنم بی شک خبرش همه جا می پیچه و همه خبردار میشن اون موقع آبروی تو وخان از بین میره...

برای من که ذره‌ای مهم نیست نهایتش اون دختر و بر می دارم میرم لندن همون جایی که بهش تعلق دارم

شما میمونین و این ده کوره ای که خودتون رو توش حبس کردین

مادرمو اونجا تنها گذاشتم و به سمت حیاط رفتم من واقعیت را گفته بودم واقعیتی که هیچ شکی درش نداشتم.

من اون دختر رو میخواستم حالا چه قانونی چه غیرقانونی برای من برای فراز قانونی وجود نداشت


🌹🍁
@khanzadehhe
😻☝️
دیدگاه ها (۱)

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دم PAER 3به‌رانپو نگاه ک...

**پارت ۱۹**جونگکوک تو رو به اتاقِ بزرگ و باشکوهِ خودش برد؛ ا...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

به اندازه‌ئ تمام خاطراتی که داریم ازت متنفرم، و ای کاش می‌تو...

### پارت ۱۰ (پایان): میراثِ نور در قابِ خاطراتسه سال. انگار ...

پارت: 22 (بخش3) **زاویه دید: زین**نگاهش اومد بالا و تو تاریک...

### پارت ۱۰: گلوله‌یِ سوم«من انتخابم رو کردم، تهیونگ!»فریادِ...

🥀 سناریو: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید»شوگا × تو | خیانت، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط