{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#اونـ_مالـ_منهـ

#اونـ_مالـ_منهـ
Part17

کوک اولین نفر بود که از ون پیاده شد پس تیر خورده بود
و منم تو شک بودم بعد اینکه به خودم اومدم از ون پیاده شدم

ته:اینجا چخبره هاا شما چه غلطی میکنین
بعد چشم افتاد به کوک سریع بردمش بیمارستان سوار ون شدم و کوک تو بغلم بود

ته:تندتر بروووو

بادیگارد:اقا این‌ سرعت اخرمه

ته:هر غلطی میکنی میکنی زود باش

بادیگارد:اقا رسیدیم میتونید پیاده بشید

ته:سریع پیاده شدم و رفتم تو بیمارستان
ته:برانکار. بیارینننن زود باشید

پرستار :اقا چیشده یکم اروم باشید

ته:چجورییی اروم باشمم عشقم تیر خورده میفهمییی که چی میگم نفهم بزنم دهنتو سرویس کنم
اگه این پسر چیزیش بشه همین بیمارستانوووو رو سرتون خراب میکنم فهمیدین

پرستار:اقا ارامش و حفظ کنید اینجا بیمارستان در ضمن الان این اقا رو میبریم اتاق عمل ارامشتون حفظ کنین لطفا

ته:باشه فقط چیزیش نشه ممکنه بیمارستانو از دست بدین با نیشخند
پرستار رفت من همینطور پشت اتاق عمل نشسته بودم و پاهامو تکون میدادم نزدیک 1ساعت بود رفته بود اتاق عمل و هیچ خبری نبود که گوشیم زنگ خورد یونگی بود

ته :بله بگو یونگی بی حوصله

یونگی :چیزی شده چرا اینقدر بی اعصاب

ته:اره به عمارت حمله شده و بعدش کوک تیر خورد الان بیمارستانم و خیلی به حوصله نشستم منتظر خبرم

یونگی :اوه میخواستم بگم داریم با بچه ها بر میگردیم اون پسره چیشده

ته:کدوم اون پسره جیمین

یونگی :اره

ته:نميدونم خبر ندارم الان نامزد من داره‌جون میده تو به فکر اینی

یونگی:باشه بابا ارامشتو حفظ کنن دیگه تا یه هفته دیگه میایم

ته:باشه به کوک میگم

همینطور داشتم با خودم فکر میکردم که دکتر اومد بیرون

ته لطفا بگید چخبره نامزدم زنده میمونه

دکتر:متاسفم ولی ایشون تو کما هست ماهم منتظر هستیم به هوش بیان

ته:یعنی فعلا زنده هستند نه

دکتر:نميتونم بهتون اطمينان کامل و بدم

ته:باشه ممنون
یعنی چی تو کما هست اینقدر بهش سخت گرفتم اینقدر چیزیش گفتم که اخرش تو کما باشه هر وقت به هوش اومد قول میدم بهش بگم دوسش دارم
فقط زنده بمونه که گوشیم زنگ خورد

ته:بله

الیا:کجایین کوک چطوره

ته:همه ی این چیزا به خاطر تو شد از عمارت میری هر وقت اومدم نباید باشی فهمیدی وگرنه خودت گورتو کندی
بعد تلفنو قطع کردم
دیدگاه ها (۲)

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ18ویو تهیونگخیلی خسته بودم ميخواستم برم خ...

#اونـ_مالـ_منهـPart19ته دیدم که کوک چشماشو باز کرد و خیلی خو...

#اونـ_مالـ_منهـ ᏢᎪᏒᏆ16کوک:همچنینو رفتیم داخل رو مبل نشسته بو...

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ15کوک:سعی میکنم قبولش کنم حالا میشه بری ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط