فیک «مافیای پنهان» part 19

ات : بشین تا بیام
ته : عزیزم خوبی ؟
ات : اره خوبم
ته : راستی حلقرو دستت نکردم دستتو بیار
ات : ببخشید این شب قشنگ به خاطر من خراب شد
ته : عزیزم چرا اینو میگی برادر تو که نیست برادر منه من باید عذر خواهی کنم به هر حال بیا درمورش فکر نکنیم
ات : دوست دارم
ته : منم دوست دارم پرنسسم
ات : بریم خونه یکم استراحت کنیم ؟
ته : بریم عزیزم
تو ماشین :
ته : ات تو واقعا الان مال منی ؟
ات : اره بیبی
ته : خیلی خوشحالم که دارمت
ات : منم همینطور
ته : رسیدیم عزیزم میخوای بغلت کنم اگه کفشات اذیت میکنه؟
ات : نه عزیزم اشکال نداره
ته : فکر کردی به خاطر کفشات میکنم بیا بغلم دلم برات تنگ شده بود
ات : چیکار میکنییی تهیونگگگ بزارم زمین
ته : جیغ جیغ نکن بیبی گرل ام جیغاتو بزار واسه رو تخت
ات : نه
ته : اره
ته : خب خب خب کفشاتو در بیار که کار داریم
ات : دوباره قضیه لباس عوض کردن ؟
ته : اره
ته : حالا بریم لباس عوض کنیم
ات : تمومه بیا
ته : وای نمیتونم کراواتمو باز کنم ات میای کمک؟
ات : اومدم بزار ببینم
ات ویو
رفتم کمکش کنم وقتی کراواتشو گرفتم دستم براید بغلم کرد گذاشتم رو تخت


دیگه کم کم داره میره سمت اسمات 🌝😂😔
دیدگاه ها (۶)

سناریو #BTS وقتی سرما میخوری و حالت بدهنامی: بیا داروهات رو ...

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

پارت 4 رمان 💘عشق مدرسه ای 💘هیونجین با تعجب گفت: هیونجین: ات ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

پارت چهار ات‌ ویو داشتم میرفتم قهوه هارو بیارم که صدای تهیون...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

این رمان ماله من نیس ماله دوستمه ایدیش @hstyg80

My dady پارت③ خب اگه سانا پرسید به کای میگم، آرههه. خب اصن ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط