بلندترین نقطه تهران بودیم، گفتم:

بلندترین نقطه تهران بودیم، گفتم:
- تو هیچ وقت دلت نمیگیره؟
+دلمو دادم رفته که دیگه نمیگیره
بعدم لبخند زد، گفتم:
- اگه دادی رفته پس چرا لبخند روو لبته؟
+چون خودشم نمیدونه دلمو برده
هنوز لبخند روو لبش بود، یه لبخند عجیب، گفتم:
-دوست داری دلت دستش بمونه؟
هنوز توو چشمام خیره بود:
+دوست دارم تا آخر عمر دلم دستش بمونه
لبخند زدم:
-خب چرا بهش نمیگی؟
بازم خیره شد به تهران:
+میگم.. هنوز زوده
_دوست نداری زودتر دستاشو بگیری؟
+معلومه که میخوام ولی باید اول اونم منو ببینه
_از کجا میدونی ندیده؟
+ از حرکاتش پیداست، درگیر زندگیشه، درگیر اتفاقات زندگیشه، باید آروم بگیره تا منو ببینه
-اگه آروم گرفت و تورو ندید چی؟ اگه چشمش چرخید سمت دیگه؟
دیگه جواب نداد، از نیمرخش مشخص بود که دیگه لبخندم هم نداره...

#ماهلی
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "37""ویو جئون آنجلینا"هنوز...

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوتا اوکوتسو)وقتی با هم راه می‌ر...

جرئتی که حقیقت شدپارت ۵آخرین دور، یکی از پسرها گفت: «حقیقت ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 221♡⁠。⁠)⁩جونگکو...

پارت ۱۸

ادامه پارت 215هوا تاريك شده بود ولي بلند نشدم. هرچی زمان بیش...

پارت۴تویِ تاریکیِ انباری، جایی که فقط صدایِ نفس‌هایِ تندشون ...

دوپارتی هیونجین

dark life = 31

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط