آسانسور جن زده فصل یک ساله پیش در ایران در شهر زنجان دخت

آسانسور جن زده فصل یک ساله پیش در ایران در شهر زنجان دختر زیبا ب اسم سانی تو بالا ترین منطقه شهر زندگی می کرد دختری با موهای سیاه چشم آبی رنگ بدنش سفید و همیشه لباس دارک می پوشید خونشون تو پنت هاوس بود طبقه ی ۴۵ یک روزی پدر سانی برشکست می شه و مجبور می شن مثل افراد معمولی زندگی کنن سانی ک عادت نداشت ب زندگی فقیرانه تصمیم ب خود کوشی گرفت سانی ت مدرسه مورد آزار عضیت دوستاش ت مدرسه قرار می گیره
بنابراین یک شب وسایلش راجمع کرده و از خونه فرار می کند سوار ب آسانسور رنگ پریده خونه جدیدش میشه و ب سمت پاین میره در هنگام پایین رفتم چشمش ب نامه ای بر زمین میوفته و آن را بر می‌دارد ( دینگ) ب هم کف رسید و ب سمت بیرون حرکت کرد از خیابون داغون شهر رد شد تعدادی افراد لات در دور هم جمع بودن سانی زود از آنجا رفت تا مشکلی پیش نیاد
در هنگام راه رفت ب فکر این بود ک چطور از شهر برود در نزدیکی یک پارک بزرگ بود. سانی رفت کمی استراحت کنه در هنگام استراحت یاد نامه تو جیبش میوفته
آن را در میاره و بازش می کنه در پشت نامه نوشته بود هرگز هرگز بازش نکن هرگز هرگز دوستش نشو و فرار کن و دیگر بر نگرد
سانی بی توجه ب نوشته نامه را از پاکتش در آورد..............
دیدگاه ها (۰)

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

پارت هشتدکتر: متاسفانه بیمار رو از دست دادین غم آخرتون باشهی...

شلام برین برای پارت گذاری ؟❣️❤️🧸🎀🤭بزن بریممممم رمان :«استاد ...

پارت ۳۶

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

ات با صدای لرزون گفت:ـ کجاست؟جیمین سرش رو بالا آورد.ـ ات، بذ...

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 3 | دوباره، تو و مناز آن روز، جیمین کمی متفاوت شد...

P12تقریباً یک هفته از شبی که با جیمین وارد رابطه شده بود میگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط