*پست ویژه*

*پست ویژه*


دو تا بچه بودن توی شکم مادر ...

اولی میگه تو به زندگی بعد از زایمان اعتقاد داری !؟

دومی میگه آره حتما ! یه جایی هست که میتونیم راه بریم و شایدم با دهانمون چیزی بخوریم ...

اولی میگه امکان نداره ؛ ما با جفت تعذیه می شیم ...
طنابشم آن قدر کوتاهه که به بیرون نمی رسه ...
اصلا اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تا حالا از اونجا نیومده بهمون نشونه بده !؟

دومی میگه شاید مادرمونم ببینیم ...

اولی میگه مگه تو به مامان اعتقاد داری !؟
اگه هست پس چرا نمی بینیمش !؟

دومی میگه به نظرم مامان همه جا هست ؛ دور تا دورمونه ...

اولی میگه من مامانو نمی بینم ؛ پس وجود نداره ...

دومی میگه اگه ساکت ساکت باشی ، صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی ...

دومی میگه اینا همش توجیه هستش چیزی که دیده نمیشه وجود نداره ...
اگه میتونی بهم ثابت کن ...


چقدر آشناست این قصه !
نه ؟

یا الله همه ما رو به راه راست هدایت فرما و به نور خود منور ساز ...
دیدگاه ها (۳)

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۷| سؤالی درباره‌ی...

وقتی برای اولین بار میزننمون. #اد__jennie🎀#سناریو🐺 بنگ‌چانوس...

استی: جونگین آخر سال با موهای مشکی میاد؟؟🦊: احتمالاً؟؟استی: ...

دو پارتی «من تنهات نمیذارم عزیزم» ژانر: خانوادگی، احساسی، حم...

پارت یکاسم مامان یوری لیا لیا: بچه ها بیاین غذا بخورین یه نک...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌وهفتم 𓆪 🖤🥀اسما به انتهای راهرو خیره شد.ـ ...

گه دستت زخم بشه ( صدمه ببینی ) چی کار میکنن ؟ چه ری اکشنی دارن ؟

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

رمان خبر ممنوعه پارت سوم 3

In the Embrace of DarknessPART 1صدای آرام موسیقی در کافه پخش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط