رویای بزرگ

رویای بزرگ
#part49

برگشت بره که گفتم:
هی صبر کن بگو ببینم جریان سوپرایز چیه؟

جونگ کوک:ام... خب چون خیلیی مشتاقی بهت میگم
اینکه من تصادف کردم الکی بود فقط میخواستیم تورو بکشونیم اینجا

این سوک:خب؟

کوک: خب تا همینجا بدونی کافیه
و رفت

من موندم و کلی سوال
چرا باید منو سوپرایز کنن!
یکم گرسنه بودم پس نشستم و شروع کردم به خوردن خوراکیا

یهو سالن تاریک شد و پرده ای که روبه رو بود رفت کنار
یکی یکی اعضا اومدن وسط و اهنگ پلی شد...
.......

با اشتیاق بهشون نگاه میکردم
وقتی اجراشون تموم شد از رو صندلی بلند شدم و شروع کردم به دست زدن

این سوک:واقعااا عالــــــی بود

جیهوپ: امیدوارم امروز از دستم ناراحت نشده باشی چون می خواستیم سوپرایزت کنیم نزاشتم متنو بخونی...

لبخندی زدم و گفتم: معلومه که ناراحت نشدم

جین: خب بهتر نیست بریم حیاط دور میز..
من گشنمه🥴(منم گشنمه😁)

شوگا به سمت جین نگاه کرد و گفت:
تو واقعااا شکمویی

و همه زدیم زیر خنده
دیدگاه ها (۰)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

the first lie

سلام بچه ها اومدم اولین فیلم رو بدم بیرون که فقط هم همین یه قسمته ببخشید اگه بد بود فقط یادتون بمونه

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤پارت ۴ | «صبحانه‌ای که تبدیل ب...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت"پارت "42" "ویو پارک آنجلینا (گ...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط