{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه نسیم دبی و استامبول به سرم زده ؛

نه نسیم دبی و استامبول به سرم زده ؛
نه مات کیشم و نه موجی خزر ،
حتی منار جنبان هم دلم را نمی لرزاند...
فقط یک بلیط رفت " کربلا " میخواهم ،
بی برگشت ....
دیدگاه ها (۵)

پارت هجدهم بارون گرفته بود. رزا کنار پنجره نشسته بود، یه فنج...

آغوشی از جنس خطر پارت ۸ هشت

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[24]در کنار تهیونگ نشستم که تهیونگ برگشت ...

سلام فرشته‌های منخوبین؟ خب...🫠فکر کنم همون چیزی شد که خودم گ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

#تکپارتیموضوع:(وقتی سه، چهار ماه از رابطه مون میگذره ولی ما ...

پارت ۹۷ | «صبر می‌کنم...»شب اعتراف...هنوز تمام نشده بود.نسیم...

پارت: 16 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**یونیفرم سیاه و سفیدِ کارم...

محو زیبایی او پارت ۴۶ویو ته یونگگوشیم رو برداشتم و کلی سعی ک...

پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط