پارت ۲

ویو جونگکوک فردا :::

" امروز اولین روز کاریم بود ، امیدوارم که این بار اخراج نشم ، امروز اقای کیم جلسه داشت و باید می‌بردم به شرکت ، استرس زیادی داشتم ولی باید کنترل میکردم "

ویو ته :::

" کوک امروز قرار بود بیاد دنبالم ، خوشحال بودم ، نمیدونم چرا ولی حس عجیبی داشتم ، بهش توجه نکردم و حاضر شدم و رفتم پایین و سوار ماشین شدم "

ویو کوک :::

" بوی عطر تلخ آقای کیم همه جا رو پر کرده بود ، بوی آلفا بود ، برای بعضی از پسر های امگایی مثل من ، آلفا خطرناک بود ، سعی کردم توجه نکنم ، ماشین رو روشن کردم و به سمت شرکت حرکت کردم .
بعد چند مین رسیدیم شرکت "

+ آقای کیم رسیدیم
_ روز اولت خوب بود
+ مرسی آقای کیم
_ همینجا صبر کن
+ چشم

ویو کوک :::

خیلی خوشحال شدم که روز اولم خوب بود ، باید تا آخر جلسه آقای کیم اینجا منتظر میموندم ، حدود ۲ ساعت ، اشکال نداره ، باید بخاطر حقوقم منتظر بمونم "

چند ساعت بعد :::

" آقای کیم بالاخره اومد و سوار شد "

+ آقای کیم جلسه چطور پیش رفت؟
_ خوب بود
+ خب خوبه ، جایی مد نظر دارین که بریم؟
_ اره برو کلوب
+ چشم

" کوک راه افتاد به سمت کلوب بعد چند مین که رسیدن کلوب به محض وارد شدن بوی مشروب و سیگار به مشام میخورد، همه تا کمر واسه آقای کیم خم شدن ، آقای کیم رفت و سرجای مخصوصش نشست "

+ آقای کیم بگم براتون چی بیارن؟
_ بگو ویسکی ۸۰ درصد بیارن
+ چشم *شوک*
_ چیه؟
+ آمممم...هیچی فقط درصد ویسکی که میخواین خیلی بالاست بحاطر همین شوکه شدم .
_ برا من بالا نیست ، حالا هم برو سفارش بده.

" کوک رفت تا سفارش بده "

+ آقای کیم ، سفارش دادم الان آماده میشه .
_مرسی
+من برم؟
_ نه لازم نیست بری ، تو هم برو برا خودت نوشیدنی سفارش بده و بخور ، ولی حواست باشه که زیاد مست نشی.
+ چشم آقای کیم

" کوک رفت و نشست و از اونجایی که امگا بود ، ظرفیتش خیلی پایین بود ، پس تصمیم گرفت چیزی سفارش نده "

بعد چند مین :::

" آقای کیم مست به نظر می‌رسید ، رفتم نزدیکش تا ببینم میخواد بریم یا نه ؟ چون آلفا های دیگه بهم بد نگاه میکردن ، معلوم بود که از بوی من تشخیص داده بودن که من امگا ام "

+ آقای کیم میشه بریم؟
_ چرا؟ *خمار*
+ آخه...راستش ... بقیه آلفا ها فهمیدن که من امگا ام ، بهم بد نگاه میکنن .
_ بیا بشین رو پاهام *مست و خمار*
+ آخه–
_ آخه نداره بیا *خمار*
+ چشم

" کوک رفت و روی پاهای ته نشست "

ویو ته :::

به محض اینکه روی پاهام نشست بوی وانیلش رو حس کردم .
وسط پاهام درد میکرد و از اونجا فهمیدم که بله ، د//یکم دوباره سیخ شده ، سریع کمر کوک رو گرفتم و ...

خمارییی

#عشق_غیر_منتظره
#فیک
•°•°•°•°•
نمیدونم که خوشتون میاد یا نه ، اگه خوشتون نمیاد بگین ادامه ندم .
راستی پارت بعد اسماته و قراره همینجا بنویسم ، نمیخوام ارسال کنم ، امیدوارم که فیلتر نشم .
بوس بهتون ، شب بخیر💋✨️🐰
دیدگاه ها (۹)

Iove and the moonPart51♡ویو مهمانی● ساعت هشت شب بود و من و ک...

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹¹ویو سومیاورفتیم طبقه پایین و روی مبل...

Fabric of Love~P5ویو بار*صدای خنده های مرد ها و زن های مست ت...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

پارت ۱ زندگی سخت است اما درست میشود....ویو اشا : صبح بیدار ش...

فیک کوک فصل ²پارت ⁸ویو ا.ت همینطوریشم جونگ کوک عصبی بود ، ول...

پنهان عشق

پارت ۱۳(ویو جیمین)ساعت ⁶:¹² دقیقه عصر بود من به کلوپ رسیدم و...

🍷…………………………پارت۷…………………………🍷🌹ویو مین عصبی بودم آنقدر عصبی که ...

پارت ۲پدر جیمین از پدر شوگا خواست تا همدیگه رو ملاقات کنن او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط