خانواده ای با طعم شکلات

پارت آخر
ادمین:فشاریم میاد بنویسممممم
ولی مینویسم..خبب
کوک: ؛/..وادافاک
ادمین: برو سر صحنه بچه
کوک: بچه عمته
ا/ت: بیا بریم بیب
ادمین: برو گمشو بابا ادای بچ هارو در میاری برو...برو
ا/ت: زبون درازی*
**
کوک: الان رسیدیم..بچها رو عوض کردیم*
ادمین: 😂
کوک: درد
ا/ت: وواایی گشنمه
کوک؛ الان واسه خانواده ی کوشولوم گذا میخرمم
ادمین : کات..دیگه برید واسع فیک دیگه آماده شید..بدویید
همه: چع مسخره
ادمین: مسخره عمتونه..گمشید
*****
پایان
دیدگاه ها (۱۲)

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ²ویو تهیونگ اصلا به حرف ه...

عشق غیر منتظره پارت ۴۵

My Doctor Part 13کوک: با من قهر میکنی؟ا/ت:...کوک: بیا غذا بخ...

عشق یهویی(تک پارتی)

love neutral

love in the dark⑥⑦فردا(شب)کوک: سلام ا/ت: یومی کجاست؟ کوک: سل...

Devil or Angel²بچه هه فک کرده من الان بچه دار میشمیک ساعت بع...

My Doctor Part ۹ا/ت: گشنمهکوک: وااا همین الان خوراکی خوردی ک...

تنها دختر خاندان مافیا p2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط