{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز ...

پاییز ...
چمدانش را بسته
انتهای جاده ی آذر
به انتظار نشسته است
نگاهش ابری
ردّ پاهایش خیس
و کوله بارش لبریز
از اینهمه برگی
که از درختان تکانده است ...
دیدگاه ها (۱۵)

زمستان نزدیک است...خسته ام!میخوابم... بهار که آمد.. پیله ام ...

من یک خزان عاشق رو به بهارممن با تو یک نسبت به نام عشق دارمد...

http://ecardo.neno.ir/view/happyyalda.html بازش کن فالی بگیر...

زن مانده بود و زخم هایی استخوان سوزنا گفته هایی از غروبی اسم...

💛🍁 ابتدای جاده مهر🍁🍂 پاییــز💛🍁به انتظار نشسته است🍁🍂نگاهش ابـ...

p5

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت هفتم: شکارچیانِ بی‌نامدود هم...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹²صبح روز بعد...اولین پرتوهای خورشید...

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

🍷 Red Wineپارت ۲۶ — علامتماشین با سرعت از جاده‌ی خیس دور می‌...

جنگل نفرین شده پارت ۲

Lost code(part2)خبر این پرونده خیلی زود بین اداره‌های پلیس پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط