سناریو بلولاک

سناریو بلولاک
وقتی با حسرت به شیر خوردن بچه نگاه میکنن:
ایساگی: از ایساگی بعید بود که بخواد به بچه ی خودش حسودی کنه ولی یجور حسادت داشت میکرد که قرمز شده بود و تو متوجه شپی و یه لبخند ریزی زدی
رین: سعی کرد به روش نباره اما نمیتونست اومد پیشت بچه رو ازت جدا کرد و گذاشت رو رخت خوابش و اومد پیش تو وخودش شروع کرد به شیر خوردن
سائه: اصلا حسادتش رو نشون نمیداد ولی چهره اش درهم شکست و یکی از ابروهاش بالا رفت و اخم کرد و منتظر موند شیر خوردن بچه تموم بشه تا خودش بیاد پیشت
باچیرا: زیاد اهمیت نداد چون لچه ی خودتون بود ولی یکم حسادتش گل کل و اومد پیشت وغرغر کرد«عزیزم منم میخوام» «ولی تو که بچه نیستی» عصبی شد و گردنت ات رو گاز گرفت
ناگی: چون کنارش دراز کشیده بود و شیر میدادی اول اهمیت نمیداد وسعی میکرد بخوابه ولی دید بخاطر حسادتش نمیتونه بچه ارو ازت گرفت و گذاشت توی تخت بچه و تو بغل کرد و روی گردنت مارک گذاشت
رئو: پول داد برای یروز یه پرستار توی اتاق بچه مراقب بچه باشه و تو رئو وقت بگذرونید خیلی نگران بچه بودی ولی رئو برات یه روز رویایی ساخت باهم اشپزی کردید و شام خوردید و فیلم دیدید
چیگیری: موهای خودشو گرفت کشید جیغ کشید«منم بغلم میخوام به منم توجه کن» وتوهم میخندیدی وموهاشو ناز میکردی
یوکیمیا: فعکککک نکنم🤣
آیکو: بد حرصی شده بود ولی میخندید و سعی میکرد خودشو کنترل کنه و درست رفتار کنه ولی نتونست تحمل کنه نشیت پیشت و با جدیت گفت«به منم توجه کنننن»
کازوما: اصلا حسودی نکرد و عین یه شوهر خوب درست رفتار میکرد ومراقبت بود
سندو: روبه روی بچه نشست ووقتی بچه داشت شیر میخورد با بد عنوقی بهش گفت«چرا توجه بانوی هالیوودی من رو دزدی تخمسگ»
بارو: یجور به بچه نگاه کرد بچه شاشید تو خودش و گریه کرد و بارو یه کتک مشتی ازت خورد و انسان نشست سرجاش و به بچه چشم غره رفت
هیوری: زیاد حسادت نکرد ولی در حدی بود که اتیشیش کنه به بچه لبخندای ترسناک میزد نزدیک بود بچه رو با نگاهش بکشه
کاراسو: موهاتو نوازش کرد و گردنت رو اروم با یه دست از پشت گرفت و لبخند عصبی زد«زود باش عزیزم»
چارلز: حسادت نمیکرد و برای بچه ادا در میاورد و بچه رو موقع شیر خوردن میخندوند و قلقلکش میداد و از اینکه بچه میخندید خوشحال بودید
لورنزو: چون تو از اینکه ادای زامبی هارو در بیاره لونزو میترسیدی، و وقتی حسودیش شده بود ادای زامبی در اورد تا تلافی کنه وتورو میترسوند و اخر بغلت کرد«ببخشید عزیزم»
نس: خجالت میکشید بهت بگه حسودیش شده از پشت بغلت کرد وخودشو برات لوس کرد«ا. ت به توجه کنم منم مثل بچه ات»
شیدو: چون بچه اش بود هیچی نمیگفت کنارت نشست و عشق و علاقه کنار هم به شیر خوردن بچه نگاه میکردید
کایزر: از حسادت دستشو مشت کرد«به رزی که خودم باعثش شدم دارم حسودی میکنم؟... خندت داره».
پایان.
دیدگاه ها (۳۶)

تک پارتی بلولاک(درخواستی) کارکتر: نــــــاگــــــی سـ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی داره بابا میشه و...)لینو/ا.تماه های آخر ...

بازی با آتیش

سناریو بلولاک اگه تو مدرسه قلدر باشیم و اونا ازمون خوششون با...

تکپارتیموضوع:(وقتی بچه رو میزارید خونه دوستت و خودتون میرید ...

شخصیتهای توکیوریونجر به عنوان دوست پسر

سناریو قفل آبی

[چند پارتی]

#تک_پارتی_هیونجینتوضیحات:تو و هیونجین یه ساله باهم ازدواج کر...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط