『 #Dark Fantasy Romance 』
『 #Dark Fantasy Romance 』
The Scarlet Cure
━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━
پارتـ.ـ²¹
جونگکوک به چهرهی بیجان و بیهوشِ الوآ روی تخت نگاه کرد؛ دختر حتی توانِ تکان دادنِ پلکهایش را نداشت. رو کرد به جیمین و با صدایی محکم و قاطع دستور داد:
— جیمین، معطلشون کن! نزار وارد اتاق شن.
جیمین سری تکان داد و سریع از اتاق خارج شد. هنوز چند قدم در راهروی تاریک برنداشته بود که تهیونگ سراسیمه و نفسزنان از انتهای دالان به او رسید:
— جیمین! رسیدن... ملکه کاترینا و سلین کلِ وزرا و اعضای شورا رو کشوندن اینجا! کالیکس مخشون رو زده!
قبل از اینکه جیمین پاسخی بدهد، ملکه کاترینا، سلین، کالیکس و جمعی از اشرافزادگان و وزرا با قدمهایی شتابزده وارد راهروی اصلی برج شدند. چهرهی سلین پر از خشم و بیقراری بود و کاترینا با نگاهی فاتحانه پیش میآمد.
جیمین و تهیونگ بلافاصله جلوی درِ بزرگِ اتاقِ پادشاه صف کشیدند و دستهایشان را حایل کردند.
جیمین با لحنی جدی و مقتدر گفت:
— بانوی من! هیچکس اجازه نداره بدون هماهنگی وارد حریمِ پادشاه بشه!
تهیونگ هم با اخمی نایاب و لحنی تند ادامه داد:
— شورا حق نداره بدون دستورِ مستقیمِ پادشاه به شاهنشین نفوذ کنه. عقب بکشید!
کالیکس پوزخندی زد و با لحنی تحریکآمیز رو به وزرا گفت:
— میبینید؟ حتی فرماندهانش هم دارن دستپاچه رفتار میکنن! مشخصه یه چیزی رو دارن قایم میکنن!
ملکه کاترینا بیآنکه ذرهای به هشدارهای تهیونگ و جیمین اهمیت بدهد، با دست به نگهبانان اشاره کرد. نگهبانان شخصیِ ملکه، تهیونگ و جیمین را با فشار کنار زدند. کالیکس با شتاب جلو رفت و درِ سنگینِ بلوطی را با ضرب به داخل کوبید!
اما صحنهای که در برابر چشمانِ همگان پدیدار شد، تمامِ راهرو را در سکوتی مطلق و شوکهکننده فرو برد.
پچپچِ وزرا در سینه حبس شد، رنگ از چهرهی سلین پرید و چشمانِ کاترینا از تعجب گرد شد.
جونگکوک، شنلِ سیاهش را نیمهکاره دور بدنش پیچیده بود و روی تخت، درست بالای سرِ الوآ خیمه زده بود. جثهی پهن و زرهپوشِ پادشاه تمامِ پیکرِ ظریفِ دختر را زیر خودش پنهان کرده بود و تنها قسمتی از دامنِ بنفشرنگِ مچالهشدهی الوآ از زیر بدنش دیده میشد.
در این میان، پشم های جیمین و تهیونگ بیشتر از همه ریخته بود! آن دو که فکر میکردند جونگکوک مشغول مخفی کردنِ رازِ مسمومیت یا وضعیتِ خطرناکِ الوآست، با دیدنِ این صحنهی غیرمنتظره، چند ثانیه با دهانِ باز خشکشان زد.
تهیونگ قبل از اینکه جونگکوک شمشیرش را بکشد و کلِ شورا را به خاک و خون بکشد، به خودش آمد. جهید جلو، دستگیرهی در را گرفت و با تمام توان درِ سنگین را محکم کوبید و بست!
ادامه دارد...
شرطها = ۵۰ لایک ــ ۴۰ کامنت ــ ۲۰ بازنشر
The Scarlet Cure
━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━
پارتـ.ـ²¹
جونگکوک به چهرهی بیجان و بیهوشِ الوآ روی تخت نگاه کرد؛ دختر حتی توانِ تکان دادنِ پلکهایش را نداشت. رو کرد به جیمین و با صدایی محکم و قاطع دستور داد:
— جیمین، معطلشون کن! نزار وارد اتاق شن.
جیمین سری تکان داد و سریع از اتاق خارج شد. هنوز چند قدم در راهروی تاریک برنداشته بود که تهیونگ سراسیمه و نفسزنان از انتهای دالان به او رسید:
— جیمین! رسیدن... ملکه کاترینا و سلین کلِ وزرا و اعضای شورا رو کشوندن اینجا! کالیکس مخشون رو زده!
قبل از اینکه جیمین پاسخی بدهد، ملکه کاترینا، سلین، کالیکس و جمعی از اشرافزادگان و وزرا با قدمهایی شتابزده وارد راهروی اصلی برج شدند. چهرهی سلین پر از خشم و بیقراری بود و کاترینا با نگاهی فاتحانه پیش میآمد.
جیمین و تهیونگ بلافاصله جلوی درِ بزرگِ اتاقِ پادشاه صف کشیدند و دستهایشان را حایل کردند.
جیمین با لحنی جدی و مقتدر گفت:
— بانوی من! هیچکس اجازه نداره بدون هماهنگی وارد حریمِ پادشاه بشه!
تهیونگ هم با اخمی نایاب و لحنی تند ادامه داد:
— شورا حق نداره بدون دستورِ مستقیمِ پادشاه به شاهنشین نفوذ کنه. عقب بکشید!
کالیکس پوزخندی زد و با لحنی تحریکآمیز رو به وزرا گفت:
— میبینید؟ حتی فرماندهانش هم دارن دستپاچه رفتار میکنن! مشخصه یه چیزی رو دارن قایم میکنن!
ملکه کاترینا بیآنکه ذرهای به هشدارهای تهیونگ و جیمین اهمیت بدهد، با دست به نگهبانان اشاره کرد. نگهبانان شخصیِ ملکه، تهیونگ و جیمین را با فشار کنار زدند. کالیکس با شتاب جلو رفت و درِ سنگینِ بلوطی را با ضرب به داخل کوبید!
اما صحنهای که در برابر چشمانِ همگان پدیدار شد، تمامِ راهرو را در سکوتی مطلق و شوکهکننده فرو برد.
پچپچِ وزرا در سینه حبس شد، رنگ از چهرهی سلین پرید و چشمانِ کاترینا از تعجب گرد شد.
جونگکوک، شنلِ سیاهش را نیمهکاره دور بدنش پیچیده بود و روی تخت، درست بالای سرِ الوآ خیمه زده بود. جثهی پهن و زرهپوشِ پادشاه تمامِ پیکرِ ظریفِ دختر را زیر خودش پنهان کرده بود و تنها قسمتی از دامنِ بنفشرنگِ مچالهشدهی الوآ از زیر بدنش دیده میشد.
در این میان، پشم های جیمین و تهیونگ بیشتر از همه ریخته بود! آن دو که فکر میکردند جونگکوک مشغول مخفی کردنِ رازِ مسمومیت یا وضعیتِ خطرناکِ الوآست، با دیدنِ این صحنهی غیرمنتظره، چند ثانیه با دهانِ باز خشکشان زد.
تهیونگ قبل از اینکه جونگکوک شمشیرش را بکشد و کلِ شورا را به خاک و خون بکشد، به خودش آمد. جهید جلو، دستگیرهی در را گرفت و با تمام توان درِ سنگین را محکم کوبید و بست!
ادامه دارد...
شرطها = ۵۰ لایک ــ ۴۰ کامنت ــ ۲۰ بازنشر
- ۱۶.۱k
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط